دوستان

نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

با خطا روبرو شدیم! که نشان دهنده‌ی اینست که خوراک کار نمی‌کند. دوباره تلاش کنید.


سرطان غد لنفاوی، حسین محب اهری، هنرپیشه سینما، تئاتر، تلویزیون و رادیو کشورمان را پس از تحمل سال ها رنج و بیماری، در سن شصت و هفت سالگی از پای درآورد و بیمارستان لاله تهران، سکانس پایانی طنز پرداز محبوب دهه شصتی ها شد. درباره این سرطان، در گزارش امروز سرویس دانستنی های روزیاتو، جزییاتی آورده ایم تا با علل و راه های درمان آشنا شوید.

لنفوم که به عنوان سرطان غدد لنفاوی هم شناخته می شود، نوعی سرطان است که سلول های سیستم ایمنی بدن یا لنفوسیت ها را درگیر می کند. سرطان لنفوم ، گروهی از سرطان است که بر سلول هایی تاثیر می گذارد که در سیستم ایمنی بدن نقش دارند و به طور عمده سلول های دخیل در سیستم لنفاوی بدن را در بر می گیرد. نشانه های سرطان غدد لنفاوی معمولا با تورم غدد لنفاوی در گردن مشخص می شود. اما غدد لنفاوی کجاست؟

سرطان غدد لنفاوی

علائم سرطان غدد لنفاوی

غدد لنفاوی کجاست؟

گره های لنفاوی جزء مهمی از سیستم ایمنی بدن هستند که در مبارزه با عفونت ها نقش مهمی دارند. گره های لنفاوی ، ساختارهایی کوچک، نرم، گرد و یا بیضی هستند که در سراسر بدن یافت می شوند و به صورت زنجیره ای و توسط کانال های خونی، با یکدیگر مرتبط هستند. هر گره لنفاوی با یک غشاء متشکل از بافت همبند پوشیده شده است. لنف، مایعی است که در داخل عروق لنفاوی گردش می کند.

گره های لنفاوی در نزدیکی این عروق هستند. گره های لنفاوی دارای انواع خاصی از سلول های ایمنی هستند. این سلول ها عمدتا لنفوسیت ها هستند که پروتئین هایی را تولید می کنند که با ویروس ها و دیگر میکروب ها و ماکروفاژ ها مبارزه کرده و از بدن محافظت می کنند.

بعضی از غدد لنفاوی، به طور مستقیم و زیر پوست هستند، در حالی که برخی دیگر،در لایه های عمیق پوست قرار دارند. حتی نزدیکترین غدد لنفاوی به سطح (نزدیک به پوست) ، باز هم با دست، قابل لمس نیست ، مگر اینکه به دلایلی متورم یا بزرگ شده باشند.

غدد لنفاوی، توسط عروق لنفاوی باریک به یکدیگر متصل هستند. غدد لنفاوی به طور کلی در مناطق مختلف بدن تشکیل می شوند و مسئول پالایش خون و بهبود عملکرد ایمونولوژیک آن منطقه خاص از بدن هستند.

علائم سرطان غدد لنفاوی چیست؟

سرطان لنفوم ثانویه یا لنفوم هاجکین ، بسته به نوع لنفوم و جای آن، می تواند علایم و نشانه های مختلفی را ایجاد کند. گاهی اوقات ممکن است تا زمانی که غدد لنف بزرگ نشده‌اند، علائمی ایجاد نشود.برخی از علائم و نشانه های رایج سرطان لنفوم عبارتند از:

  • غدد لنفاوی بزرگ
  • تب
  • کاهش وزن ناگهانی
  • خستگی شدید
  • درد شکمی
  • احساس پری معده پس از مصرف مقدار کمی مواد غذایی
  • درد قفسه سینه و یا فشار
  • تنگی نفس یا سرفه
  • عفونت شدید یا مکرر
  • به سادگی دچار کبودی یا خونریزی
  • درمان سرطان غدد لنفاوی

درمان سرطان در گره های لنفاوی به عوامل مختلفی از جمله اندازه و محل تومور بستگی دارد و اینکه آیا سرطان، به سایر نقاط بدن متاستاز (گسترش یافته) است یا خیر. درمان جراحی ممکن است برای برخی از انواع سرطان متاستاتیک که به گره های لنفاوی گسترش یافته اند، به کار رود. سایر گزینه های درمان سرطان گره های لنفاوی ممکن است شامل شیمی درمانی، پیوند سلول های بنیادی و سایر درمان های معمول سرطانی باشد.

در بیمارستان های مجهز، برنامه های درمان شخصی با استفاده از فن آوری های پیشرفته برای هدف قرار دادن سرطان های پیشرفته و پیچیده و همراه با خدمات انکولوژی انتگرال برای بهبود کیفیت زندگی؛ انجام می شود.

روش های درمانی جدید برای شناسایی و درمان غدد لنفاوی

آیا سرطان غدد لنفاوی کشنده است؟

سرطان غدد لنفاوی در مراحل اولیه تشخیص، قابل درمان است اما به دلیل اینکه این سرطان، سلول های ایمنی بدن را درگیر می کند در صورت عدم درمان به موقع ، ممکن است به صورت خطرناک و بدخیم شده و پس از تکثیر در بدن، کشنده خواهد بود. تشخیص سرطان غدد لنفاوی با آزمایش خون امکان دارد. آزمایشات رایج برای سرطان لنفوم انجام می شود.هنگامی که آزمایش انجام می شود، پزشک ، در مورد سرطان شما ، توضیحاتی می دهد و بهترین درمان را برای شما پیشنهاد می دهد.

پزشک، با بررسی وضعیت بدن شما ، به ویژه مناطقی که در آن ها گره های لنفاوی وجود دارد، تمام شرایط را بررسی می کند. همچنین در مورد سابقه پزشکی و بیماری و نشانه ها از شما سوالاتی می پرسد. از دیگر آزمایشات تشخیصی سرطان غدد لنفاوی، آزمایش خون است

این نمونه خون ، برای بررسی های لازم، به یک آزمایشگاه پاتولوژی منتقل می شود. این آزمایش ها همچنین در مورد کارکرد سایر اندام ها مانند کبد و کلیه، اطلاعاتی را در اختیار پزشک قرار می‌دهد.

عوارض شیمی درمانی در سرطان غدد لنفاوی

داروهای شیمیایی می توانند عوارض جانبی ایجاد کنند. این موضوع بستگی به نوع و دوز مواد دارویی و مدت زمان طولانی درمان دارد. عوارض جانبی رایج عبارتند از:

  • ریزش مو
  • زخم دهان
  • از دست دادن اشتها
  • تهوع و استفراغ
  • اسهال یا یبوست با افزایش احتمال عفونت (به دلیل کمبود سفید سلول های خون)
  • خونریزی یا کبودی پس از آسیب جزئی (به دلیل کمبود پلاکت ها)
  • خستگی و تنگی نفس (به دلیل تعداد کم سلول های قرمز خون)

این عوارض جانبی معمولا پس از اتمام دوره درمانی، از بین می رود. در صورتی که عوارض جانبی جدی رخ دهد، دوز شیمی درمانی کاهش می یابد و یا درمان ممکن است تاخیر یابد.

توصیه های یک متخصص رادیوتراپی – انکولوژی

ذات این بیماری، بد خیمی است. احتمال بروز مجدد این بیماری در افراد وجود دارد. افراد در صورت مشاهده هر یک از علایم کاهش بدون توجیه وزن، توده در حال رشد، اختلال در یکی از عادات روزانه فرد، کاهش شدید اشتها، خونریزی در هر نقطه از بدن و دردهایی بدون توجیه به حتم باید به متخصص برای معاینه مراجعه کنند.

 بزرگترین مشکل بیماری سرطان غدد لنفاوی که آن را خطرناک کرده است، بی علامتی آن در زمان آغاز بیماری است 


جیمز واتسون برنده جایزه نوبل و پدر DNA است که به خاطر اظهار نظرهای نژادپرستانه، جنسیت زده و تحقیر برخی همکارانش مجبور به فروش مدال نوبلش شد.

او بیش از یک دهه قبل در مصاحبه ای جنجالی مدعی شد که به خاطر برتری های ژنتیکی هوش سفیدپوستان از برخی نژادهای دیگر بیشتر است. از دیگر اتهامات وی باید نگاه تبعیض آمیز به زنان و دیدگاه های عجیب و غریب دیگر در مورد سقط جنین اشاره کرد.جیمز واتسون

وی در روزهای اخیر تاکید کرده که علی رغم فشار افکار عمومی هنوز به بر باورهای قبلی استوار مانده و به همین بهانه نگاهی به دوران حرفه‌ای و دیدگاه های جنجالی جیمز واتسون داشته ایم.




کلیک کنید

تحصیلات آکادمیک درخشان

جیمز واتسون ششم آپریل ۱۹۲۸ در ایلینویز شیکاگو به دنیا آمد. او تنها فرزند خانواده ای با اصالت اسکاتلندی بود و پدرش در زمینه جمع آوری مالیات فعالیت داشت.

جیمز علاقه وافری به تحصیل داشت و در ۱۹ سالگی مدرک کارشناسی زیست شناسی جانوری دانشگاه شیکاگو را دریافت کرد. او همان سال با بورس تحصیلی وارد دانشگاه ایندیانا شد و به لطف تحقیقات در زمینه تاثیر اشعه ایکس در تکثیر ویروس باکتروفاژ در ۲۲ سالگی موفق به اخذ دکترا شد.

دریافت جایزه نوبل

واتسون پس از دوران تحصیل آکادمیک برای ادامه مطالعات درباره ویروس ها و مولکول های دئوکسی‌ ریبونوکلئیک‌ اسید یا DNA به کپنهاگ رفته و به تیمی تحقیقاتی در «لابراتوار کاوندیش» دانشگاه کمبریج محقق شد.

او در همین آزمایشگاه ساختار مارپیچ دوگانه DNA و اهمیت آن در انتقال اطلاعات در مواد زنده را کشف کرد که بزرگترین دستاورد دوران کاری‌اش به شمار می رود و به خاطر آن جایزه نوبل مشترک فیزیولوژی و پزشکی را دریافت کرد.جیمز واتسون

طی دهه ۱۹۶۰ واتسون به یکی از معروف ترین نویسندگان علمی بدل شد و کتاب هایی پر فروش به نام «بیولوژی مولکولی ژن» و بیوگرافی «مارپیچ دوگانه» را به رشته تحریر درآورد. شهرت فراگیر واتسون و دستاوردهای علمی او باعث شد به عنوان استاد زیست شناسی در هاروارد مشغول به کار شود، کرسی ارزشمندی که برای بیش از دو دهه در اختیار داشت.

وی همزمان از سال ۱۹۶۸ مدیریت آزمایشگاه مشهور «کلد اسپرینگ هاربر» یا CSHL در نیویورک را نیز بر عهده داشت و حتی به خاطر تحقیقات، تدریس در هاروارد را رها کرد. طی ۳۵ سال هدایت واتسون این آزمایشگاه به یکی از مراکز جهانی تحقیقات زیست شناسی مولکولی تبدیل شد.

او در ۱۹۹۰ به عنوان سرپرست «پروژه ژنوم انسانی» انتخاب شد و ۲ سال نیز در این سمت باقی ماند. این طرح بلندپروازانه و ۳ میلیارد دلاری با هدف نقشه برداری و تعیین توالی کل ژنوم انسان صورت پذیرفت و ۲۰ دانشگاه از کشورهای پیشرفته در آن مشارکت داشتند.

باور به ارتباط بین نژاد و هوش

جیمز واتسون در سال ۲۰۰۷ طی مصاحبه با نشریه «ساندی تایمز» اظهاراتی جنجالی را در مورد برتری نژاد سفید بر سیاه از نظر هوش و ذکاوت را مطرح کرد که تمام اعتبار او در سال های گذشته را نابود کرد و به اخراج وی از مدیریت CSHL منجر شد:

تمام سیاست خارجی بر این پایه بنا شده که هوش آفریقایی ها با ما برابر است، اما چنین نیست. ای کاش این چنین نمی بود اما کسانی که با سیاهپوست ها سرو کار دارند این مساله را تایید می کنند.

او چند روز بعد و طی مصاحبه با آسوشیتد پرس گفته هایش را رد کرد و مدعی شد که از نظر علمی نژاد در سطح هوش انسان ها نقشی ندارد.جیمز واتسون

CSHL علی رغم اخراج واتسون از تمامی سمت های مدیریتی به خاطر اظهار پشیمانی به او اجازه داد که در دفترش به تحقیقات ادامه داده و برخی از عناوینش را حفظ کند. هرچند پس از مدتی مشخص شد که اظهار پشیمانی او چندان صادقانه نبوده است.

فروش مدال نوبل

عواقب این سخنان به همین جا ختم نشد و تور علمی او برای امضای کتابش نیز کنسل گردید. در نهایت او برای تامین هزینه تحقیقات ناچار به فروش جایزه نوبلش شد.

این جایزه در حراج کریستی به مبلغ ۴.۷ میلیون دلار توسط «الیشر عثمانوف» میلیارد روسی خریداری شد اما او مدال نویل را دوباره به واتسون تقدیم کرد؛ رویدادی که جیمز واتسون از آن به عنوان بهترین مراسم تقدیر عمرش نام برده است.

واکنش جامعه علمی

واتسون در برنامه ای جدید با اشاره به تفاوت میانگین IQ بین سیاه پوستان و سفیدها دلیل آن را اختلافات ژنتیکی عنوان کرد. «جوزف گریوز»، از زیست شناسان برجسته در مصاحبه با CNN به این گفته واکنش داد:

نژادپرستی تمام قضاوت های منطقی را بی ارزش می کند. این یکی از مضحک ترین آثار نژادپرستی این است که سخنان افراد نابغه را تا سطحی پایین می آورد که نمی توان از آن پشتیبانی کرد.

به گفته متخصصان علم ژنتیک باورهای واتسون در گفته های برخی محققان ریشه دارد که مدعی وجود رابطه بین IQ و ژنتیک شده اند، با این حال تا کنون رابطه مستقیمی بین این دو مورد یا حتی بین امتیاز IQ و سطح هوش افراد مشاهده نشده و در واقع دلیل تفاوت در تست های IQ به فاکتورهای زیست محیطی برمی گردد.

نادیده گرفتن و تحقیر همکاران

او علاوه بر متهم شدن به نژاد پرستی در مورد تفکرات جنسیت زده و کم ارزش جلوه دادن موفقیت های دیگران نیز دستی بر آتش دارد. جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی او در سال ۱۹۶۲ مرهون تلاش های سه همکار دیگر به نام های «فرانسیس کریک»، « روزالیند فرانکلین» و «موریس ویلکینز» بود اما در این بین روزالیند نه تنها تقدیری را که شایسته اس بود دریافت نکرد بلکه از سوی واتسون مورد تمسخر هم قرار گرفته است.جیمز واتسونتصویربرداری های اشعه ایکس روزالیند از مولکول DNA در کشفیات نهایی نقشی حیاتی داشت اما واتسون در کتابش نقش او را کمرنگ کرده و به جای پرداختن به جنبه های علمی از آرایش و نوع لباس پوشیدنش انتقاد کرده و او فردی سرد مزاج و حتی در خود مانده جلوه داده است.

این در حالی است که به گفته یکی از همکاران فرانکلین دکتر واتسون هنگام مشاهده تصاویر مولکولی ثبت شده با اشعه ایکس از تعجب خشکش زده است. علاوه بر این فرانکلین با بیان این نکته که ستون فقرات DNA در وسط مولکول نیست و پیرامون آن قرار گرفته در کشف نهایی به آنها کمک بسیاری کرد.

برخی حتی دلیل مرگ این متخصص در جوانی را سرطان ناشی از قرار گرفتن مداوم در معرض اشعه ایکس عنوان کرده اند، با این حال واتسون هرگز از تلاش های او سخن چندانی به میان نیاورد.

تفکر جنسیت زده

واتسون در سال ۲۰۰۰ طی یک سخنرانی از رابطه بین قرار گرفتن در معرض نور خورشید و اشتیاق جنسیتی سخن گفت: «به همین خاطر است که عشاق لاتین داریم ولی از عشاق انگلیسی خبری نیست». او همچنین مدعی شد که افراد لاغر خوشحال نیستند اما این مساله بلندپروازی بیشتری به آنها بخشیده است.

واتسون ظاهرا بعد از اخراج از آزمایشگاه محبوبش چیز دیگری برای از دست دادن نداشت چرا که در سال ۲۰۱۲ در یک کنفرانس علمی از فرضیه مضحک دیگری پرده برداشت:

حضور زنان کار کردن را برای مردان سرگرم کننده تر می کرد اما زن‌ها حقیقتا کارایی کمتری دارند.

یکی از نخستین نظریه های جنجال برانگیز او در سال ۱۹۷۷ و طی گفتگو با ساندی تایمز مطرح شد. به باور واتسون اگر بتوان ژن مربوط به همجنس گرایی را پیش از تولد یک نوزاد شناسایی کرد، باید این حق را به مادر بچه داد که قبل از به دنیا آوردن جنین آن را سقط کند.جیمز واتسون

هرچند در آن زمان هم مجبور به ارائه توضیح شد اما اگر امروز این سخنان را مطرح می کرد آماج انتقادات به مراتب بیشتری قرار می گرفت. او یکبار هم از سقط افراد دارای ژن کم هوشی دفاع کرد و حتی مدعی شد اگر می دانست پسرش به شیزوفرنی دچار می شود او را پیش از به دنیا آمدن سقط می کرد.

لغو عناوین افتخاری پس از تکرار اظهارات

بسیاری امیدوار بودند که با گذشت زمان واتسون از این تفکر عقب نشینی کند اما جمعه گذشته مشخص شد که حتی در ۹۰ سالگی هم در بر همان پاشنه می چرخد. وی در یکی از مستندهای FBS به نام «اساتید آمریکایی: رمزگشایی واتسون» تاکید کرد که هنوز هم دیدگاهش در مورد برتری نژاد سفید از نظر هوش را تغییر نداده و همین مساله باعث شد لابراتوار CSHL تمامی افتخارات و عناوینش او را لغو کند:

CSHL به صراحت نظرات شخصی غیر مسئولانه و بی اساس دکتر جیمز واتسون را در مورد قومیت و ژنتیک رد می کند. این آزمایشگاه سوءاستفاده از علم برای قضاوت تبعیض آمیز را محکوم می کند.

این آزمایشگاه میراث علمی قابل توجه دکتر واتسون را تحسین می کند اما تاکید مجدد او بر عقایدش در مورد رابطه بین نژاد و هوش کاملا با ماموریت، ارزش ها و سیاست های ما در تضاد است.

جنجال ها در مورد ارتباط بین هوش و نژاد به واتسون ختم نمی شود و چندی پیش یکی از متخصصان دانشگاه کمبریج مطالعه ای را در مورد ارتباط بین نژاد، هوش و احتمال بالای ارتکاب جرم از سوی مهاجران منتشر کرد که بیش از ۳۰۰ کارشناس از دانشگاه‌های معتبر سراسر دنیا با امضای نامه ای سرگشاده آن را محکوم کرده اند.

دکتر جیمز واتسون در حال گذراندن دوران نقاحت پس از یک تصادف است. «رفوس واتسون»، پسر او در مصاحبه با آسوشیتدپرس تاکید کرد شاید سخنان پدرش یک انسان متعصب را از او به نمایش بگذارد اما چنین چیزی حقیقت ندارد.


همان‌طور که یوبیسافت پیش از این وعده داده بود، دقایقی پیش تریلر جدیدی از بازی The Division 2 منتشر شد.

این تریلر دلایل ایجاد هرج و مرج در پایتخت سیاسی آمریکا یعنی واشنگتن را بازگو می‌کند که بعد از دیگر شهر بزرگ این کشور یعنی نیویورک فرو پاشیده و حال وظیفه شما و سایر همگروهی‌هایتان باز گرداندن آرامش به شهر آن‌ هم در شرایط آغاز جنگ‌های داخلی است.

در The Division 2 گروه‌های متفاوتی وجود دارند که هر کدام از آن ها اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. مطابق انتظار، بعضی از گروه‌ها سعی در سو استفاده از شرایط جنگ داخلی را داشته و بعضی دیگر نیز برای بازگشت کشور به وضعیت عادی و برقرار شدن دموکراسی تلاش می‌کنند.





زمینه ساز تمام این اتفاقات، ویروسی است که در جریان واقعه جمعه‌سیاه شیوع پیدا کرد. این ویروس پس از مدتی تمام آمریکا را گرفتار خود کرد و حال، بازماندگان قصد دارند با همکاری یکدیگر همه چیز را از نو بسازند. در چنین شرایطی، فرماندهان نظامی و افراد بلند پایه‌ سیاسی به پناهگاه‌های زیرزمینی گریخته‌اند و مردم عادی در مقابله با تهدیدهای جدید تنها باقی مانده‌اند

بازی The Division 2 در تاریخ ۲۴ اسفند سال جاری برای پلی استیشن 4، ایکس باکس وان و پی سی عرضه خواهد شد. جالب است بدانید که نسخه پی سی این عنوان از فروشگاه اپیک گیمز در دسترس خواهد بود. همچنین چندی پیش هم سیستم مورد نیاز برای اجرای این عنوان مشخص شد که از اینجا به آن دسترسی خواهید داشت.


هنوز عرق تمام کردن دموی دویل می‌ کرای ۵ خشک نشده بود که کپکام با معرفی دموی قابل بازی رزیدنت اویل 2، سورپرازیم کرد. البته دمو چیز جدیدی برایم نداشت و پیش‌تر در یوتوب تمام زیر و بمش را درآورده بودم. اما با تمام این‌ها باز هم نتوانستم با خودم کنار بیایم و به سراغ دانلود دمو نروم.

استیم را باز کردم و گذاشتم که دمو دانلود بشود. پروسه دریافت فایل‌های بازی که پایان یافت، حتی یک دقیقه هم وقت تلف نکردم و سریعا وارد بازی شدم. شاید باورش برایتان سخت باشد اما برای من که با سری رزیدنت اویل بزرگ شده‌ام، این دیدار دوباره حس شیرین و لذت بخشی داشت.

رزیدنت اویل 2

البته پیش از شروع بازی حس کنجکاویم گل کرد و به منوی تنظیمات رفتم تا ببینم چه تنظیمات گرافیکی برای بازی در نظر گرفته شده. شگفت‌زده شدم. تعداد گزینه‌های موجود در تنظیمات گرافیکی مافوق تصور بود و به شخصه انتظار نداشتم که یک بازی مولتی پلتفرم چنین آزادی عملی در اختیار کاربر بگذارد.

کمی در بخش تنظیمات گرافیک بازی وقت گذراندم و با پیدا کردن بهترین گزینه‌های ممکن، آرام آرام آماده ورود به جهان وهم آلود دمو شدم. در خبرها خوانده بودم که این دمو فقط به مدت سی دقیقه به گیمر اجازه گشت و گذار در راهرو‌های تو در توی اداره پلیس راکون سیتی را می‌دهد و به همین خاطر استرس به جانم افتاده بود که نکند خدای نکرده نتوانم دمو را به طور کامل تمام کنم.

رزیدنت اویل 2

با تمام این‌ها وقتی بازی شروع شد و پا در هال اصلی اداره پلیس گذاشتم، نتوانستم از دیدار دوباره‌ام با آن مجسمه بزرگ و فضای نورانی این ساختمان نوستالژیک سرسری بگذرم. خوب ایستادم و تماشا کردم. بازی من را برد به بیست سال پیش. کمی در محیط گشت زدم و این برایم جا افتاد که فقط ظاهر کلی هال اصلی اداره پلیس حفظ شده و بسیاری از جزئیات آن نسبت به نسخه اصلی تغییر کرده. درگیر این تغییرات بودم که یادم افتاد خیلی زمان ندارم.

خوشبختانه می‌دانستم که باید کجا بروم و بدون فوت وقت به سراغ اولین در سمت راست هال اصلی اداره پلیس راکون سیتی رفتم. طبق معمول و همانطور که در تریلرها دیده بودم، این در کرکره‌ای قرار نبود به طور کامل باز شود. به همین خاطر لئون مجبور شد از زیر این در سنگین به داخل بخیزد و نگاهی به فضای خوفناک پشت آن بیندازد. ناخواسته وقتی آن فضای تاریک را می‌بینید، حس ترس وجودتان را فرا می‌گیرد. البته این چیزی نیست که باید از آن بترسید.

رزیدنت اویل 2

با کمی جلو رفتن می‌بینید که حتی اداره پلیس هم از هجوم ویروس ‌T در امان نمانده و تمام راهروهایش پر شده از زامبی‌هایی که به خون انسان‌های عادی تشنه‌اند. در یک کلام بگذارید خیالتان را راحت کنم: زامبی‌های رزیدنت اویل 2 به معنای واقعی کلمه خونخوار، خشن و بی‌رحمند و از آن دسته موجودات ساده لوحی نیستند که شما پیش خودتان بگویید با چند تیر خلاصشان می‌کنم و به راهم ادامه می‌دهم. نه زامبی‌های رزیدنت اویل 2 اینگونه نیستند. سرعت کمی دارند اما شلیک‌های پی‌درپی شما هم نمی‌تواند جلوی عطش وصف ناپذیرشان برای تکه پاره کردنتان را بگیرد.

هر چه به شما نزدیک‌تر می‌شوند استرس بیشتری به جانتان می‌افتد و می‌دانید که اگر دیر بجنبید کارتان تمام است. سیستم تیراندازی کند بازی هم در افزایش این استرس که اغلب زیاد هم به طول می‌انجامد، نقشی اساسی دارد. در رزیدنت اویل 2 شما نمی‌توانید همانند بازی‌های اکشن یا حتی رزیدنت اویل ۵ یا ۶ نشانه‌گیری دقیقی داشته باشید. اغلب تیرهایتان به در و دیوار می‌خورد و عملا خودتان باعث می‌شوید که فاصله زامبی‌ها مدام با شما کم و کم‌تر شود.

رزیدنت اویل 2

با این حال، کپکام سعی نکرده که کل فضای محیط را با تعداد کثیری از زامبی‌ها پر کند. صدایشان همه جا هست اما این دلیل نمی‌شود که در هر جایی حضور فیزیکی داشته باشند. این موضوع باعث می‌شود تعلیق خوبی در حس ترس بازی‌ به وجود آید. لحظاتی در بازی هست که از پشت سر، صدای نفس‌‌های خشک جسد تکه پاره‌ای که همین چند دقیقه پیش دوباره جان سردی به کالبد او دمیده شده به گوش می‌رسد و اینجاست که در عرض چند ثانیه‌ حس ترس وجودتان را فرا می‌گیرد و کل بدنتان یخ کند. اما وقتی که روی برمی‌گردانید، می‌بینید هیچ خبر خاصی نیست و این صداها بودند که ترس به جانتان انداخته‌اند.

بازی با روح و روانتان بازی می‌کند و باعث می‌شود که در تک تک قدم‌هایتان حس سرد ترس را احساس کنید. تاریکی هم به این موضوع کمک بیشتری می‌کند. نقاط روشن در بازی به ندرت پیدا می‌شوند و همین باعث می‌شود که برای رسیدن به آرامش به دنبال نور بگردید. همه این‌ها را با ظاهر بد ریخت و وحشتناک زامبی‌ها و نوع حرکت خشک و غذاب آورشان تصور کنید تا بفهمید تجربه بازی چه حس خفقان آوری دارد. خوشبختانه بازی در نمایش تجربه‌ای خونین هم کم نمی‌گذارد و کاری می‌کند که با دیدن برخی صحنه‌ها حالت تهوع بگیرید.

رزیدنت اویل 2

شلیک به سمت زامبی‌ها هم حس جالبی دارد. با هر گلوله‌ای که به سمت آن‌ها شلیک کنید، تکه پاره شدن بافت‌های بدنشان را به خوبی می‌بینید. بدن زامبی‌ها تخریب پذیری خوبی دارد و همین موضوع حس رویارویی با آن‌ها را واقعی‌تر می‌کند. از زامبی‌ها و حس ترس بازی که بگذریم، باید بگویم که کپکام در بازسازی دوباره لوکیشن‌های رزیدنت اویل 2 هم عملکرد خیره کننده‌ای داشته.

بسیاری از محیط‌ها یا دقیقا همان چیزی هستند که بیست سال پیش دیده بودیم یا کمی تغییر نامحسوس داشته‌اند و ظاهر نوتری پیدا کرده‌اند. اما به هر حال با دیدن این لوکیشن‌ها برمی‌گردید به سال‌های دور و خاطراتتان از آن بازی پیکسلی که برای بسیاری یک کابوس تمام عیار بود، زنده می‌شود.

رزیدنت اویل 2

از طرفی موسیقی‌ها هم در رسیدن به چنین حسی بی‌تاثیر نیستند. با ورود به هال اصلی یا اتاق‌های سیو، همان موسیقی‌های معروف قدیمی به گوش می‌رسند. البته تیم توسعه دهنده در ریمستر آن‌ها نیز وسواس ویژه‌ای به خرج داده تا در کنار کاشتن یک حس نوستالژیک در ذهن مخاطب، حرف‌ تازه‌ای هم برای گفتن داشته باشند. در کل، بازگشت به راکون سیتی و خصوصا اداره پلیس مخوف آن حس خوب و شیرینی داشت و می‌توانم به جرات بگویم که کپکام برای رسیدن به چنین چیزی تلاش فراوانی کرده.

آن‌ها قدر این بازی کلاسیک و منحصر به فرد را خوب می‌دانند. با بسط دادن این دمو، می‌شود گفت که آینده روشنی پیش روی رزیدنت اویل 2 قرار گرفته و احتمال اینکه بازی نتواند عملکرد موفقی داشته باشد خیلی کم است. البته امیدوارم که نتیجه نهایی هم با هیچ کاهش کیفیتی رو به رو نباشد و بازی تا آخرین لحظه همین کیفیت را حفظ کند.


محققان روشی را توسعه داده اند که با آزمایش DNA امکان تخمین طول عمر بیشتر یا کمتر از میانگین را برای افراد فراهم می کند.

این آزمایش که گفته شده در آینده نزدیک هزینه ای 150 یورویی در بر خواهد داشت تغییرات ژنتیکی که بر طول عمر تأثیر می گذارند را مورد تحلیل قرار می دهد.

محققان آزمایشگاه آشر در دانشگاه ادینبرو اسکاتلند با بررسی داده های ژنتیکی 500 هزار نفر و نیز بررسی طول عمر والدین آنها به این نتیجه رسیده اند که انتظار می رود 10 درصد از جمعیت، 5 سال بیش از 10 درصد پایینی این جامعه آماری زندگی کنند. به عبارت دیگر اگر 100 انسان در 10 گروه 10 نفره را در نظر بگیرید و آزمایش امتیاز دهی طول عمر مورد بحث را بر آنها اعمال کنید، یکی از این گروه ها به طور متوسط 5 سال بیش از پایین ترین گروه زندگی خواهند کرد.





آزمایش DNA

آزمایش جدید که «سالیوا» نام دارد از طریق بزاق دهان انجام می شود و به افراد این امکان را می دهد تا شانس خود را آزمایش کنند. به گفته این دانشمندان مشخص شده که 12 بخش از ژنوم های انسانی بر طول عمر اثر مهمی دارند و در عین حال 5 مورد از آنها تا پیش از این گزارش نشده بودند.

متخصصان می گویند آن بخش هایی از DNA که بیشترین تأثیر را بر طول عمر دارند همان هایی هستند که پیش از این ارتباطشان با بیماری های مهلک از جمله بیماری های قلبی و موارد مرتبط با استعمال دخانیات مشخص شده بود.

این محققان علاوه بر این اعلام کرده اند که انتظار دارند ژن هایی را کشف کنند که به طور مستقیم بر سرعت بالا رفتن سن انسان ها اثر می گذارد. البته اگر چنین ژن هایی حقیقتاً وجود داشته باشد اثر آنها بسیار کمتر از آن است که در پژوهش اخیر مشخص شوند.

«پل تیمرز» دانشجوی دکترا که در این آزمایشگاه فعالیت می کند گفته: «ما ژن هایی که بر مغز و قلب اثر می گذارند و مسئولیت بیشترین تنوع در طول عمر را دارند را یافته ایم».


در روزهای گذشته، قیمت جدید کارخانه ای خودروهای داخلی اعلام شد. در این شرایط مسئولان و شرکت های خودروساز معتقدند افزایش قیمت کارخانه ای خودرو، تعادل بازار و کاهش قیمت محصولات را به دنبال دارد اما به اعتقاد کارشناسان، افزایش تولید و عرضه، شرط لازم کاهش و ثبات قیمتها در بازار است.
سه نرخی شدن قیمت خودرو با اجرایی شدن پیش فروش جدید ایران خودرو نشان می‌دهد که ماجرا در عمل بسیار پیچیده تر از وعده و وعید خودروسازان است.
برای مثال ایران خودرو طی بخشنامه 4089 اعلام نموده است که فروش قطعی با تحویل فوری برخی از محصولات خود را آغاز می‌کند. در این بخشنامه قیمت پژو پارس اتوماتیک 84 میلیون و 500 هزار تومان تعیین شده است.

این در حالیست که مدیران ایران خودرو و مسئولان وزارت صمت در اواسط آذر ماه امسال با اعلام تعیین قیمت در حاشیه بازار و با هدف کاهش قیمت بازار آزاد، «برنامه افزایش قیمت خودروهای داخلی» را رسماً آغاز نمودند. از جمله این خودروها «پژو پارس اتوماتیک» بود که در پیش فروش مورخ 26 آذر ماه با قیمت 79 میلیون تومان عرضه شد و مدیران ایران خودرو و وزیر صمت اعلام نمودند:

برای تعیین قیمت خودرو بر اساس فرمولی که پیش بینی شده خودروها با ۵ درصد زیر قیمت بازار عرضه شود و هفته بعد دوباره ۵ درصد کاهش مجدد قیمت خواهیم داشت تا در نهایت به یک قیمت متعادل بین کارخانه و بازار برسیم.


کلیک کنید



 

اما اکنون شرکت ایران خودرو دست به پیش فروش خودروی «پژو پارس اتوماتیک» از روز دوشنبه 24 دی ماه  با قیمت 84 میلیون و 500 هزار  تومان  زده است. طبیعتا این قیمت در شرایطی اعلام می شود که نسبت به قیمت آخرین پیش فروش ایران خودرو (26 آذر ماه) نه تنها شاهد 5 درصد کاهش نیستیم،  بلکه 7 درصد افزایش هم اعلام شده که در نوع خود جالب توجه به نظر می رسد.
این درحالیست که با توجه به پیش فروش تنها 200 دستگاه خودرو با چنین قیمتی، طبیعتا نمی توان انتظار به وجود آمدن تعادل را در بازار داشت و به نظر می رسد که درست در خلاف این مسیر، واسطه گران بار دیگر وارد عمل شده و قیمت خودرو مذکور را به بیش از 90 میلیون تومان افزایش خواهند داد.

سه نرخی شدن قیمت خودرو در بازار

بنابراین علی رغم وعده مسئولان مبنی بر تنظیم قیمت بازار خودرو، هم اکنون با مراجعه به «سایت فروش ایران خودرو» یا سایپا می توان مشاهده نمود قیمت خودرو «سه نرخی» شده است.
-قیمت تحویل دی ماه
-قیمت حاشیه بازار
-قیمت بازار آزاد
مسلما چنین اختلاف قیمتی به رانت جویی و واسطه گری منجر خواهد شد و تمام این موارد در حالی مطرح می شود که با استفاده از ابزارهای نرم افزاری اطلاعاتی موجود در کشور (مانند استعلام مالکان خودرو از سامانه پلیس راهور)، می توان «مصرف کنندگان واقعی» خودرو را از سوداگران تمیز داد و با «مدیریت»، عرضه، تقاضا و قیمت را در بازار کنترل نمود.

مهمتر آنکه طی چند ماه گذشته شرکت های خودروساز داخلی نشان دادند که از ابزار مناسب برای کاهش واسطه گری برخودارند اما به دلایلی نامشخص، ظاهرا تمایل چندانی برای کاهش دلالی توسط ایشان وجود ندارد.

شرکت ایران خودرو در ابتکاری جالب در «پیش فروش مهرماه» (بخشنامه 4067) توانسته بود با اعمال شرایط محدود کننده به منظور شناسایی مصرف کننده واقعی خودرو (مانند شرط داشتن گواهینامه، خودرو اولی بودن، عدم ثبت نام در شرکت سایپا، عدم ثبت نام در 18 ماه گذشته) به لحاظ روانی تاثیر مناسبی برای کاهش سوداگری در بازار خودرو انجام دهد. اما در پیش فروش اخیر خود (26 آذر ماه و 24 دی ماه با تحویل فوری خودرو) شرایط محدود کننده در بخشنامه 4067 را اعمال ننمود و با توجه به حاشیه سود بین قیمت بازار و درب کارخانه، راه را برای سوداگری در بازار خودرو هموار نمود.
علاوه بر این موضوع ایران خودرو در «پیش فروش مهرماه» اعلام نمود که «هر ثبت نام مغایر با شرایط این بخشنامه، از سوی شرکت یکطرفه ابطال و وجه بدون سود مسترد خواهد شد» اما بررسی ها نشان می دهد که علی رغم وعده خود مبنی بر استعلام شرایط ثبت نام کنندگان، از هیچ ابزاری برای شناسایی مشتریان ثبت نامی در «پیش فروش مهرماه» استفاده نکرده است و تحویل این خودروها بدون استعلام برای شناسایی «مصرف کننده واقعی» در حال انجام است.

قیمت خودرو

مسلما ادامه چنین روندی به تشدید وضعیت رکود تورمی در بازار خواهد انجامید، اما در عین حال به نظر نمی رسد که مسئولان امر از اراده چندانی برای پیشگیری از این روند برخوردار باشند.


وقتی صحبت از کمدی می شود همه به یاد چارلی چاپلین می افتند که فیلم های کمدی او در دوران سینمای صامت و بعد از گذشت نزدیک به یک قرن، هنوز هم جذاب ترین، خنده دارترین و بهترین فیلم های کمدی تاریخ سینما به شمار می آیند. چاپلین بدون شک لایق عنوان بهترین کمدین تاریخ است اما این بدان معنا نیست که کمدین های بااستعداد و خلاق دیگری وجود نداشته است. در همان دوران باستر کیتون نیز کمدینی سرشناس و محبوب بود هر چند محبوبیت چاپلین را پیدا نکرد. بعد از چاپلین هیچ کمدینی به اندازه استن لورل و اولیور هاردی محبوب نیست.

زوج کمدین

این زوج کمدی در طی بیش از ۳۰ سال همکاری، فیلم های کمدی بسیار زیبایی ساختند که هنوز هم از دیدن آن ها لذت می بریم. در سراسر طول تاریخ، کمدین های بااستعداد برای سرگرم کردن و خنداندن عموم مردم دست به اجرای برنامه زده اند اما زوج بودن کمدین ها مولفه هایی در خود دارد که می تواند جذابیت و سرگرم کنندگی این برنامه ها را چند برابر نماید. اجرای برنامه با یک کمدین فوق العاده است اما وقتی که دو کمدین حرکات خنده داری روی یکدیگر اجرا می کنند نتیجه بسیار بسیار بهتر خواهد بود. شاید این کمدین ها به تنهایی نیز موفق باشند اما به صورت زوج می توانند دنیا را شیفته خود سازند.

زوج کمدین

در طی تاریخ صدها زوج کمدین بااستعداد ظهور کرده اند اما برخی اجراهای بسیار بهتری نسبت به دیگران دارند. در این میان برخی زوج های کمدی بیشتر محبوب بوده و به اصطلاح زوج متناسب تری برای اجرای برنامه های کمدی بوده اند. وقتی که بخواهیم ۱۰ زوج کمدی برتر تاریخ را انتخاب کنیم ناچار باید برخی از زوج های دوست داشتنی دنیای کمدی را نادیده بگیریم. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با بهترین زوج های کمدی تاریخ آشنا کنیم.

۵- ریچارد «چیچ» مارین و تامی چونگ

بهترین کمدین های تاریخ

ریچارد «چیچ» مارین و تامی چونگ از پرطرفدارترین زوج های کمدی دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی با الهام از مواد مخدر بودند. این دو به صورت روتین برنامه استند آپ کمدی اجرا کرده و چندین بار نیز آلبوم های آنان برنده جایزه گرمی شد. حتی فعالیت های این دو به حوزه تلویزیون و سینما و پروژه های مختلف دیگر نیز کشیده شد. چیچ و چونگ زمانی که چیچ برای فرار از رفتن به سربازی در بحبوحه جنگ ویتنام به کانادا رفته بود در شهر ونکوور با هم ملاقات کردند. چونگ مالک یک کافه شبانه بود که اولین بار میزبان آشنایی این دو بود. این دو خیلی زود به دوستانی نزدیک تبدیل شده و راهی که در ادامه رابطه خود در پیش گرفتند با تحسین همگان همراه شد.

بیشتر بخوانید: پیش بینی اسکار ۲۰۱۹: بازیگرانی که بیشترین شانس را برای کسب جایزه اسکار دارند [قسمت اول]

بهترین کمدین های تاریخ

در سال ۱۹۸۷، مارین در فیلم «متولد شرق لس آنجلس» (Born in East L.A) بازی کرد که بر اساس آهنگی که دو سال پیش توسط او و چونگ منتشر شده بود ساخته می شد. مدت کوتاهی پس از انتشار این فیلم، مارین از دوست و همکارش جدا شده و به تنهایی مسیر حرفه ای خود را ادامه داد. آن ها سال های زیادی را در دشمنی و دوری از هم به فعالیت پرداختند اما سرانجام در سال ۲۰۰۸ بار دیگر بهم پیوستند، ۲۱ سال بعد از این که به همکاری شان پایان داده بودند. از زمان آشتی مجدد در سال ۲۰۰۸، این دو به یاد روزهای گذشته و مانند شروع همکاری خود به اجرای برنامه های کمدی در جاده می پردازند. همچنین این دو چندین آلبوم مشترک منتشر کرده و در چندین برنامه تلویزیونی از جمله یکی از اپیزودهای سریال کارتونی «سیمپسون ها» (The Simpsons) در سال ۲۰۱۱ حضور یافته اند.

۴- کیگان مایکل کی و جوردن پیل

بهترین کمدین های تاریخ

همکاری کیگان مایکل کی و جوردن پیل در دنیای کمدی در واقع بر حسب تصادف آغاز شد. در سال ۲۰۰۳ هر دو برای تست بازیگری جهت حضور در فصل نهم MADtv حاضر شده بودند اما تهیه کنندگان برنامه تنها مایل به استخدام یک بازیگر سیاهپوست بودند. بعد از ملاقات با هر دوی آن ها و انجام تست بازیگری، تصمیم گرفته شد که از هر دو در برنامه تلویزیونی مذکور استفاده شود. خیلی زود رابطه جذاب بین این دو روی صفحه تلویزیون مشخص شده و آن ها به همکاران و دوستانی تبدیل شدند که هنوز هم با هم همکاری می کنند. در روی پرده، این دو می توانند هر نقشی را بازی کنند، از بدترین دشمنان تا بهترین دوست ها، اما در واقعیت رابطه دوستانه بسیار نزدیکی دارند.

بهترین کمدین های تاریخ

این دو اولین برنامه تلویزیونی کمدی خود را در سال ۲۰۱۲ در شبکه کمدی سنترال با عنوان «کی و پیل» (Key & Peele) آغاز کردند. در مجموع ۵۳ اپیزود از این برنامه کمدی ساخته شده و در نهایت در سال ۲۰۱۵ به پایان رسید. در حالی که همکاری کمدی این دو ظاهراً به پایان رسیده اما کی و پیل هنوز هم دوستان نزدیک یکدیگر باقی مانده اند. پیل پس از اینکه نقش «پوپ» در انیمیشن «فیلم ایموجی» (The Emoji Movie) به او پیشنهاد شد دنیای بازیگری را رها کرده و در زمینه کارگردانی شانس خود را امتحان کرد که با نامزدی جایزه اسکار برای وی همراه بود. کی نیز فعالیتش را به سمت نمایش برادووی تغییر داده و در سریال ها و فیلم های متعددی تاکنون حضور یافته است.

بیشتر بخوانید: شاهکارهای بازیگری؛ ۱۰ نقش آفرینی برتر و فراموش نشدنی تاریخ سینما [قسمت اول]

۳- لوسی و اتل

بهترین کمدین های تاریخ

همکاری کمدی این دو از دهه ۵۰ و پس از انتشار سریال «من لوسی را دوست دارم» (I Love Lucy) با بازی ویون لنس در نقش اتل مرتز و لوسیل بال در نقش لوسی ریکاردو آغاز شد. بین سال های ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۵،۴ فصل از ۶ فصل این سریال پربیننده ترین سریال تلویزیونی سال شدند و حتی مجله People  در سال ۲۰۱۲ این سریال کمدی را به عنوان بهترین سریال تاریخ تلویزیون انتخاب کرد. وقتی که لنس و بال در این سریال بازی می کردند لوسی به بازی در نقش زن زیباتر و جوان تر سریال بی میل بود زیرا می خواست بدون این که مخاطبان نظرشان به سمت بازیگر دیگر سریال جلب شود خود را به ستاره سریال تبدیل کند.

بهترین کمدین های تاریخ

مدت زیادی طول نکشید تا ونس توانست ارزش خود برای همبازی شدن با بال را نشان داده و بدین ترتیب بود که این دو به یکی از به یاد ماندنی ترین و بامزه ترین زوج های کمدی تاریخ تبدیل شدند. با ادامه همکاری و موفقیت های مداوم، رابطه این دو در بیرون از سریال نیز بهتر شده و به دوستانی نزدیک تبدیل شدند که سعی می کردند نهایت ذوق و استعداد کمدی طرف مقابل را تحریک کنند.. آن ها در اپیزودهای کوتاه بسیاری در کنار هم بازی کردند که جذاب ترین و مهم ترین آن ها صحنه شکلات است که تماشای چندین باره آن نیز لذت بخش است.

۲- ابوت و کاستلو

بهترین کمدین های تاریخ

اگر نام ویلیام «باد» ابوت و لو کاستلو را نشنیده باشید نیز بدون شک اپیزود کمدی کوتاه آن ها با عنوان «اول نوبت کیه؟» (Who’s on First?) را دیده اید. این دو همکاری شان را از سال ۱۹۴۱ در رادیو، تلویزیون، تئاتر و فیلم آغاز کرده و تا سال ۱۹۵۶ ادامه دادند. آن ها با هم بیش از ۳۶ فیلم منتشر کردند اما مهم ترین و مشهورترین کار آن ها بدون شک اجرای کوتاه کمدی ۶ دقیقه ای شان در مورد نام اعضای تیم بیسبال سنت لوییس است. این اپیزود کوتاه کمدی نه تنها مشهورترین اثر ابوت و کاستلو به شمار می آید بلکه بسیاری آن را بهترین کمدی کوتاه تاریخ با اجرای دو کمدین می دانند.

بهترین کمدین های تاریخ

با آغاز شهریت دین مارتین و جری لوییس، شهرت و اعتبار ابوت و کاستلو رو به کاهش گذاشت. مارتین و لوییس شهرتشان را با حضور در تلویزیون ملی کشور بیشتر کردند اما ابوت و کاستلو در نهایت در سال ۱۹۵۷ به همکاری خود در عرصه کمدی پایان دادند. متاسفانه بدهی های مالیاتی و ضررهای مالی متعدد، باعث شده بود که کیفیت کار ابوت و کاستلو در سال های آخر فعالیتشان به شدت افت داشته باشد. کاستلو تنه ۳ روز پیش از جشن تولد ۵۳ سالگی اش در اثر سکته قلبی درگذشت اما ابوت تا سال ۱۹۷۴ زنده بود و در نهایت در سن ۷۶ سالگی به دوست و همکار قبلی اش پیوست.

۱- استن لورل و الیور هاردی

بهترین کمدین های تاریخ

بهترین زوج کمدین تاریخ در واقع مشهورترین زوج عرصه کمدی هستند هر چند از سال ۱۹۵۵ به فعالیت کمدی مشترک خود پایان دادند. استن لورل و الیور هاردی کار خود را در سال ۱۹۲۱ در فیلم «سگ خوش شانس» (The Lucky Dog) آغاز کرده و در ادامه در بیش از ۱۰۷ فیلم از جمله ۳۲ فیلم صامت، ۴۰ فیلم کمدی کوتاه و ۲۳ فیلم تلویزیونی بلند همبازی بودند. قبل از اینکه لورل و هاردی با هم آشنا شوند، هر کدام بازیگرانی شناخته شده بودند. در آن دوران لورل در بیش از ۵۰ فیلم و هاردی نیز در بیش از ۲۵۰ فیلم به عنوان بازیگر، نویسنده و کارگردان حضور یافته بودند.

بهترین کمدین های تاریخ

آن ها در طول دوران طولانی و پربار فعالیت خود ژانرهای مختلف و متفاوتی از کمدی را به اجرا گذاشتند که از مهم ترین و شناخته شده ترین آن ها می توان به «به سوی غرب» (Way Out West)، «جعبه موسیقی» (The Music Box)، «خوشکل ها در سرزمین اسباب بازی» (Babes in Toyland)، «همدست ها» (Helpmates)، «یک افتضاح حسابی» (Another Fine Mess) و «کله پوک ها» (Block-Heads) اشاره کرد. این دو تا سال ۱۹۴۴ برای استودیوهای مختلف کار کرده و در نهایت در این سال به همکاری خود با استودیوهای فیلمسازی پایان دادند.

بهترین کمدین های تاریخ

لورل و هاردی فعالیت خود را با اجراهای کمدی و موزیکال در روی صحنه ادامه داده و در سال ۱۹۵۵ بازنشسته شدند. بعد از این که هاردی در سال ۱۹۵۷ درگذشت، لورل نیز دیگر هیچگاه به صحنه و سینما بازنگشت اما همچنان به نوشتن کتاب و مقاله ادامه داد تا اینکه در سال ۱۹۶۵ او نیز به یار دوست داشتنی اش ملحق شد.

بیشتر بخوانید: نورسیده های جذاب؛ ۱۰ سریال جدید و دیدنی سال ۲۰۱۸ که باید حتماً دید [قسمت دوم]


روز گذشته یک فروند هواپیمای باری بوئینگ ۷۰۷ متعلق به ارتش جمهوری اسلامی ایران که از بیشکک قرقیزستان باز میگشت و حامل گوشت قرمز بود به علت بروز مشکل در سیستم ترمز با ۱۶ سرنشین خود در فرودگاه فتح کرج دچار سانحه شد و ۱۵ خدمه آن جان خود را از دست دادند. البته سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه ای رادیویی اعلام کرد که بررسی جعبه سیاه این هواپیما آغاز شده و به زودی علت اصلی بروز سانحه رسما از سوی ارتش اعلام می شود.

در ادامه این مطلب قصد داریم نگاهی داشته باشیم به تاریخچه بوئینگ ۷۰۷. با ما همراه باشید.

بوئینگ ۷۰۷ را میتوان موفق ترین هواپیمای متعلق به نسل نخست جت ها دانست که تقریبا ۶۱ سال پیش (یعنی در اکتبر سال ۱۹۵۸ میلادی) وارد خطوط هوایی شد و به عنوان اولین پرواز مسیر نیویورک به پاریس را طی کرد. نخستین بوئینگ ۷۰۷ متعلق به خطوط هوایی پن امریکن بود که دو سال بعد پروازهایی را با کمک این هواپیماها به هنگ کنگ انجام داد.





کمی بعد از آن سال، هواپیمایی بریتیش ایرویز نیز به پیروی از پن امریکن چند فروند بوئینگ ۷۰۷ را وارد ناوگان خود کرد. این دو هواپیمایی به تدریج پروازهای طولانی به سراسر دنیا همراه با چند توقف را به مسافران هنگ کنگی خود ارائه کردند. برای مثل پن امریکن مسیر پروازی غرب به نیویورک را از طریق شهروهایی نظیر بانکوک، دهلی، کراچی یا تهران، بیروت، استانبول، فرانکفورت و لندن به سفرهای خود اضافه کرد و بریتیش ایرویز نیز پروازهای شرق به لندن را از طریق شهرهای توکیو، هونولولو، سانفرانسیسکو و نیویورک داشت.

خدمات داخل کابین در یک فروند بوئینگ متعلق به هواپیمایی لوفت هانزا

امکاناتی که بوئینگ ۷۰۷ نسبت به آن دوران برای مسافرانش فراهم می کرد در نوع خود بی نظیر بود که از آن جمله میتوان به نورپردازی داخلی که برحسب زمان روز تغییر میکرد، سرویس های بهداشتی، نمایش فیلم و اتاق های استراحت اشاره کرد.

بوئینگ ۷۰۷ از چند گفتگو و طرح سیاه و سفید در سال ۱۹۴۹ میلادی متولد شد؛ یعنی زمانی که اد ولز، جورج اسکیرر و جان الکساندر از مهندسان بوئینگ با یکدیگر در مورد ساخت هواپیمایی با بال های زاویه دار به صحبت پرداختند. بوئینگ در آن زمان شرکت نوآوری بود و هواپیماهای نظامی ساخت آن رقیب نداشتند. اد ولز هم از مهندسان این شرکت بود که در سال ۱۹۴۳ میلادی به سمت مدیریت واحد مهندسی منصوب شده بود و از آن زمان کار روی طراحی بمب افکن B-17 Flying را آغاز کرد که در نهایت ۱۲۷۳۱ فروند از روی آن ساخته شد.

جنگنده بوئینگ B-17 Flying

جنگنده های بعدی بوئینگ به نام های B-29 Superfortress، B-47 Stratojet  و B-52 Stratofortress همگی از شاهکارهای هوایی دوران خود محسوب می شدند. در زمینه هواپیماهای غیرنظامی اما باید بگوییم که بوئینگ حرف زیادی در مقابل رقبایی چون داگلاس (که با مدل های  DC-3 و داکوتا شهرت داشت) و لاکهید مارتین که پیش از جنگ با مدل الکترا و پس از آن با Constellation نامش بر سر زبان ها افتاد، نداشت. به بیان دیگر بوئینگ با هواپیماهای موتور پیستونی خود از جمله 377 Stratocruiser که تنها ۴۶ فروند از آن ساخته شد بازی را به رقبایش واگذار کرد و مبلغ زیادی را به شرکای تجاری اش مقروض شد.

پیش به سوی موفقیت

پرواز آزمایشی Dash-80، نمونه اولیه بوئینگ ۷۰۷ که در سال ۱۹۵۴ انجام شد

بریتانیا اولین کشوری بود که هواپیمای جت (de Havilland Comet) تولید کرد. این هواپیما در سال ۱۹۵۲ میلادی کارش را در بریتیش ایریز آغاز کرد اما بروز چندین سانحه هوایی که از نقص در بدنه هواپیما نشات می گرفت باعث کنار گذاشته شدن آن گردید. البته روس ها و فرانسوی ها هم تلاش می کردند که طرح های جت خود را عملیاتی کنند با این حال اما رقابت واقعی برای سلطه بر بازار جهانی بین داگلاس و بوئینگ بود.

بوئینگ نمونه اولیه از ۷۰۷ را که 367-80 یا Dash 80 نام داشت در سال ۱۹۵۴ به پرواز در آورد. Dash 80 نسخه ای از توربو جت Pratt & Whitney را در خود داشت که برای جت های جنگنده USAF F-100 Super-Sabre و B-52 Stratofortresses ساخته شده بود و سرعت بسیار بالایی داشت. گفتنی است که تا پیش از پرواز این جت هیچ هواپیمای مسافربری نتوانسته بود با سرعت ۸۸۵ کیلومتر بر ساعت حرکت کند که Dash 80 توانست این موفقیت را ثبت کند. در آگست ۱۹۵۵ میلادی تکس جانستون، خلبان ارشد تست بوئینگ، چرخشی ۳۶۰ درجه را با کمک این جت بر فراز دریاچه واشنگتن انجام داد که این نمایش بسیاری از افراد را که از روی زمین شاهد مانور جانستون بودند، حیرت زده کرد.

رقابت میان بوئینگ و داگلاس که بعدها جت مشابه به Dash 80 را با نام DC-8 ساخت همچنان ادامه پیدا کرد. در ادامه شرکت پن امریکن ۲۰ فرورند از هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ و ۲۵ فروند از هواپیما DC-8ا را وارد خطوط خود کرد. اما آنچه بوئینگ را از رقیبش عقب تر نگه می داشت جثه اندک کوچک تر و باریک تر بوئینگ ۷۰۷ نسبت به DC-8 بود. وقتی ویلیام آلن ٰرئیس بوئینگ اعلام کرد که این جت را ۱.۲۷ سانتی متر نسبت به رقیبش عریض تر می کند توانست سفارش ۵۰ فرورند دیگر از آن را از بریتیش ایرویز بگیرد و از آن لحظه به بعد موفقیت فروش جت بوئینگ تضمین شد.

بین سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۷۸ میلادی بوئینگ ۱۰۱۰ فرورند جت ۷۰۷ تجاری برای شرکت ها ساخت و تا سال ۱۹۹۱ میلادی نیز ۸۰۰ فروند دیگر را به این ناوگان اضافه کرد. در سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۲ میلادی شرکت داگلاس نیز ۵۵۶ فرورند از هواپیمای DC-8 خود را تولید کرد. آلن که به موفقیت پروژه بوئینگ اطمینان داشت ۱۳۵ میلیون دلار را روی برنامه ۷۰۷ سرمایه گذاری (برخی می گویند شرط بندی) کرد که این رقم بیشتر از ارزش خالص بوئینگ بود. با وجود اینکه در آن زمان تولید هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ چندان برای سازنده اش سودزا نبود، نسخه های مختلفی از این هواپیما ساخته شد و بوئینگ نیز تمام تلاشش را به خرج داد تا رضایت مشتریان را جلب نماید. سلطه بوئینگ ۷۰۷ بر پروازهای بین قاره ای در دهه ۱۹۶۰ میلادی آینده ای سرشار از سود را برای شرکت های هواپیمایی رقم زد و کار به جایی رسید که سه چهارم هواپیماهای غیرنظامی سراسر دنیا را هواپیماهای بوئینگ تشکیل می دادند.

در انتها شاید بد نباشد اشاره کنیم که بوئینگ ۷۰۷ برای دورانی طراحی شده بود که جمعیت مسافران سفرهای هوایی تا این اندازه زیاد نبود. اما رفته رفته و با زیاد شدن جمعیت، بدنه این هواپیما هم کشیده تر شد و آخرین مدل های این هواپیما حالا ۱۸۹ نفر ظرفیت دارند. اولین خطوط هوایی دنیا از جمله پن امریکن که بوئینگ ۷۰۷ را به ناوگان خود اضافه کردند حالا دیگر بازنشسته شده اند و فعالیتی ندارند. با این حال اما هواپیمایی ساها متعلق به ارتش کشورمان ظاهرا همچنان از بازماندگان این نسل از جت های بوئینگ استفاده میکند و همانطور که در ابتدای این مطلب اشاره کردیم روز گذشته یک فروند از این هواپیماهای فرسوده دچار سانحه شد.

بوئینگ ۷۰۷ که در دوران اوج خود به شدت محبوب بود و نمادی از عصر جدید پرواز با تکنولوژی و طراحی مدرن محسوب می شود نتنها در فیلم ها و موزیک ویدیوها که در افتتاحیه های محصولات مرتبط با صنعت مد نیز خودنمایی می کرد. فیلم هایی نظیر بوئینگ بوئینگ محصول سال ۱۹۶۵ میلادی با هنرنمایی جری لوئیس و تونی کورتیس را میتوان یکی از بهترین آثار سینمایی با هنرنمایی بوئینگ ۷۰۷ دانست.

تصاویری از سانحه هوایی بوئینگ ۷۰۷ در صفادشت کرج


گوشی های سری گلکسی A سامسونگ در 4 سال اخیر با اقبال مناسبی روبرو شده اند اما به نظر می رسد کره ای ها برای سال 2019 قصد تجدید نظر در برنامه ریزی های خود را دارند تا همچنان توان رقابت در بازار را داشته باشند. نقشه راه سامسونگ که به تازگی توسط یکی از منابع کره ای اعلام شده خبر از تغییراتی در میان رده های آتی می دهد.

بر اساس گزارش وبسایت کره ای ET News سامسونگ در سال 2019 قصد عرضه 9 گوشی جدید از گلکسی A10 تا گلکسی A90 را دارد. برخی از این مدل ها قرار است به نمایشگرهای اینفینیتی او مجهز شوند؛ مشابه با همان طراحی بریدگی نمایشگر که در گلکسی A8s دیده بودیم. سایر مدل ها هم به بریدگی نمایشگر اینفینیتی یو مجهز خواهند شد.

بر اساس این گزارش اعلام شده که سه گوشی که زودتر از بقیه معرفی خواهند شد، گلکسی A50، گلکسی A70 و گلکسی A90 خواهند بود. هر سه این مدل ها به حسگر اثر انگشت داخل نمایشگر مجهز خواهند شد؛ قابلیتی که برای پرچمداران آتی سامسونگ در نظر گرفته شده است. البته به جای این که از حسگرهای دقیق تر مافوق صوت مشابه با گوشی وان پلاس 6T استفاده شود، از مدل های اپتیکال بهره خواهند برد.





پس از این سه، مدل های دیگر معرفی خواهند شد که البته فاقد حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر خواهند بود. ظاهراً این مدل ها از دوربین های اصلی دو یا سه گانه بهره مند می شوند. علاوه بر این احتمالاً به قابلیت دوربین ToF مجهز خواهند شد که تصویر برداری پرتره و نیز قابلیت های مرتبط با واقعیت افزوده را بهبود می دهد.

سامسونگ هنوز زمان عرضه به بازار اولین گوشی بهبود یافته از سری گلکسی A را تأیید نکرده اما در این گزارش ادعا شده که شرکت کره ای تهیه حسگرهای مورد نیاز برای این گوشی ها را آغاز کرده است. انتظار می رود اولین گوشی ها از سری گلکسی A در سه ماهه دوم سال جاری میلادی (بهار سال 98) از راه برسند.

 

تماشا کنید: تیزر تبلیغاتی سامسونگ قدرت دوربین چهارگانه گلکسی A9 را به رخ می کشد


بعد از مدت‌ها صبر و انتظار، امسال Red Dead Redemption 2 منتشر شد و در نهایت موفق شدیم غرب وحشی خلق شده توسط راکستار را با دست‌های خودمان تجربه کنیم. نسخه دوم سری Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای بی‌نقص بود که از نظر ما به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود و البته با نظراتی هم که شما در نظرسنجی دادید، مشخص شد که بیشتر خواننده‌ها نیز با ما توافق نظر دارند.

RDR2 در زمان به عقب در زمان به عقب می‌رود و آغاز مشکلات فرقه داچ را به تصویر می‌کشد، بنابراین فارغ از تغییر شخصیت اصلی، فضاسازی و دنیای بازی نیز به مراتب متفاوت با نسخه قبلی است.

اما با این وجود در جهان بزرگ بازی اشاره‌های متعددی به Red Dead Redemption 1 می‌شود که ممکن است با گذشت 8 سال متوجه بسیاری از آن‌ها نشده باشید. نسخه دوم سری رد دد مانند پیش‌درآمد Better Call Saul است برای سریال بریکینگ بد. نه تنها Red Dead Redemption 2 داستان مجزا و مهیج خود را دارد بلکه خط روایت نسخه قبلی را نیز کامل‌تر می‌کند.




کلیک کنید

بنابراین در ادامه می‌خواهیم نگاهی داشته باشیم به قسمت‌هایی از بازی که در آن اشاراتی به نسخه قبلی شد. بدیهتا این اتفاقات لحظاتی از هر دو نسخه را لو می‌دهند، بنابراین اگر هیچ کدام به خصوص Red Dead Redemption 2 را تجربه نکردید، بهتر است برای لوث نشدن بازی به سراغ ادامه مطلب نروید.

همچنین اگر به دنبال مطالب بیشتری در مورد بازی هستید، چندی پیش به معرفی ایستر اگ‌ها یا همان نکات مخفی پرداختیم. در سری راهنمای هشت قسمتی Red Dead Redemption 2 هم از معرفی بهترین سلاح‌ها و تجیهزات گرفته تا نحوه پیدا کردن سریع‌ترین اسب ها را پوشش دادیم. در نهایت اگر می‌خواهید بدون لو رفتن چیزی نظر دیجیاتو در مورد بازی را بدانید، نقد اختصاصی ما را از دست ندهید.

مامور راس و ماهیگیری

در بخش‌های ابتدایی بازیست که ابیگیل از شما می‌خواهد تا جک (پسر جان مارستون) را به ماهیگیری ببرید. در میانه‌های این مرحله یکی از مامورهای پینکرتون که راس (Ross) نام دارد به پیش آرتور و جک می‌آيد و از آرتور می‌خواهد تا با او همکاری کند. اما راس همان مردی است که جان مارستون را فریب داده و در انتهای نسخه قبلی او را می‌کشد.

همچنین این اولین باریست که جک با او مواجه می‌شود و دومین و آخرین بار زمانی است که در بخش انتهایی نسخه قبلی و بعد از مردن جان، جک به سراغ راس می‌رود تا انتقام پدرش را بگیرد. اما نکته جالب‌تر اینکه راس هم چند لحظه قبل از مرگش در حال ماهیگیری است.

نمی‌توانی جلوی جاذبه را بگیری

در فصل انتهایی بازی و در یکی از جذاب‌ترین ماموریت‌های آن داچ و آرتور در حال فرار از دست ده‌ها مامور قانون هستند که در انتها روی صخره‌ای بزرگ محاصره می‌شوند. اما قبل از آنکه داچ و آرتور از روی صخره به درون دریاچه زیر پایشان بپرند، داچ به کلانترها می‌گوید «شما نمی‌توانید جلوی جاذبه را بگیرید». در نسخه قبلی، داچ درست قبل از پریدن از روی صخره و رفتن به آن دنیا، دقیقا همین جمله را به جان مارستون می‌گوید.

جاسوس دو جانبه

در نسخه قبلی جان مارستون به مکزیک رفته و ناگهان خود را درگیر انقلاب مکزیک پیدا می‌کند. او به خاطر پیدا کردن خاویر مجبور می‌شود برای هر دو طرف این نبرد یعنی شورشی‌های مکزیک و ارتش این کشور بازی کند و به این شکل شرایط را حسابی بهم می‌ریزد.

در Red Dead Redemption 2 اتفاق مشابهی سر دو شخصیت سرخ‌پوست بازی یعنی Rains Fall و Eagle Flies می‌افتد که البته کمی از نسخه اول پیچیده‌تر است. آرتور به هیچ وجه نمی‌خواهد درگیر این ماجرا شود اما به لطف داچ گروه او و آرتور به پدر و پسر کمک می‌کنند و باعث می‌شوند اوضاوع برای قبیله واپیتی حتی بدتر از قبل شود.

مرد عجیب و غریب

در نسخه اول بازی ماموریت فرعی اختیاری به نام I Know You وجود دارد که در آن جان ماستون با مردی مواجه می‌شود که به زبانی رمزی و عجیب و غریب صحبت می‌کند و اطلاعات زیادی در مورد گذشته جان دارد. در RDR 2 با این مرد به طور مستقیم مواجه نمی‌شوید اما او یک جایی در یکی از کلبه‌های منطقه لموین (Lemoyne) زندگی می‌کند. ویدیوی کاملی در یوتیوب وجود دارد که تمام اتفاقاتی که در کلبه می‌افتد و نحوه فعال کردن زنجیره آن را نمایش می‌دهد، دیدن آن خالی از لطف نیست.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها