نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


صبح روز شنبه مصادف با سی و یکم شهریور ۱۳۹۷، ایران یک بار دیگر در شوک حمله ای تروریستی فرو رفت. در جریان این حمله تروریستی که به گروه های مختلفی نسبت داده می شود، در حالی که رژه نیروهای سپاه و ارتش در اهواز در حال اجرا بود، گروهی مسلح شروع به تیراندازی به سمت جایگاه ناظران رژه کردند که در جریان آن ده ها نفر کشته و زخمی شدند. این حمله تروریستی، دومین حمله تروریستی بزرگ صورت گرفته در ایران است که به گروه داعش نسبت داده می شود. متاسفانه هر روزه شاهد انجام حملات تروریستی مشابهی در سراسر جهان هستیم به نحوی که خبر این گونه حملاتی دیگر کسی را متعجب نمی سازد.

حمله تروریستی

اگر چه حملات تروریستی همواره وجود داشته اما در یک دهه اخیر با ظهور، قدرت گرفتن و تشدید فعالیت های گروه های تروریستی و بنیادگرایی مانند بوکوحرام، الشباب، القاعده، طالبان و البته مخوف ترین آن ها یعنی داعش موجی از حملات تروریستی بزرگ و مرگبار به طرز بی سابقه ای به راه افتاده و حتی امن ترین کشورهای جهان را نیز تحت تاثیر ناخوشایند خود قرار داده است. این حملات تروریستی شنیع و ناجوانمردانه، سالانه جان هزاران انسان بیگناه را می گیرند و تنها هدف پشت این حملات چیزی جز امیال خودخواهانه، غیرانسانی و غیراخلاقی نیست. به بهانه حملات تروریستی دیروز شهر اهواز، در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ مورد از مرگبارترین و پرتلفات ترین حملات ترویستی تاریخ آشنا کنیم که با روش های مختلفی از جمله بمب گذاری، گروگانگیری، ایجاد آتش سوزی عمدی، سانحه هوایی و یا حملات انتحاری انجام شده اند.

۱۰- حمله تروریستی هواپیمایی ایر ایندیا

حمله تروریستی

پرواز شماره ۱۸۲ خطوط هوایی ایر ایندیا، یک پرواز مسافربری معمولی بود که از تورنتو کانادا به سمت دهلی در هند رفته و از مسیر لندن استفاده می کرد. هواپیمای مذکور یک بوئینگ ۷۴۷-۲۳۷B بود که در آسمان و در ارتفاع ۳۱٫۰۰۰ پایی در اثر بمبی که از قبل در آن کار گذاشته شده بود منفجر شد. هواپیمای مذکور در نهایت، پس از انفجاری مهیب در اقیانوس اطلس و درآب های ایرلند غرق گردید. این حمله تروریستی مرگبار در سال ۱۹۸۵ رخ داده و جان ۳۲۹ مسافر بیگناه را گرفت. اکثریت قربانیان (۲۶۸ نفر) شهروندان کانادایی بودند. این بدترین کشتار تاریخ شهروندان کانادایی بود و تا حملات یازده سپتامبر، مرگبارترین سانحه هوایی تروریستی باقی ماند.

۹- حمله تروریستی گامبورو-انگالا در سال ۲۰۱۴

حمله تروریستی

این حمله تروریستی در روزهای ۵ و ۶ سال ۲۰۱۴ در دو شهر گامبورو و انگالا در ایالت بورنو، نیجریه رخ داد که طی آن بیش از ۳۳۶ نفر توسط شبه نظامیان بوکوحرام کشته شدند. این حمله تروریستی بیش از ۱۲ ساعت ادامه داشت، به نحوی که تمامی شهر تقریباً ویران شده و کسانی که توانستند جان سالم به در ببرند به مناطق مجاور در کشور کامرون گریختند. همان شب، افراد مسلح ۸ دختر را در شمال شرق کشور ربودند. هر دو شهر دارای پاسگاه بود اما پرسنل نظامی مستقر در این پاسگاه ها برای پیدا کردن دختران ربوده شده در چیبوک، پاسگاه ها را ترک گفته بودند.

حمله کنندگان در این عملیات مرگبار از سلاح خودکار AK 47، آر پی جی و خودروهای نظامی که چند ماه پیش از مقرهای ارتش به سرقت برده بودند استفاده کردند. آن ها خانه های مردم را به آتش کشیده و به مردمی که قصد داشتند خود را از شعله های آتش دور کرده و فرار کنند، تیراندازی می کردند. این حمله تروریستی مرگبارترین حمله تروریستی است که تاکنون توسط گروه بوکوحرام انجام شده است.

۸- بمب گذاری کراده در سال ۲۰۱۶

حمله تروریستی

در سوم جولای ۲۰۱۶ یک حمله تروریستی از پیش برنامه ریزی شده و بزرگ در بغداد صورت گرفت که مرگ ۳۴۱ نفر و زخمی شدن صدها نفر دیگر را در پی داشت. دقایقی پیش از نیمه شب بود که یک کامیون انتحاری در منطقه شیعه نشین کراده در بغداد منفجر شد. ماه رمضان بود و مردم تا نیمه های شب برای خرید کردن در بیرون از خانه به سر می بردند، موضوعی که در نهایت باعث بالا رفتن تلفات شد. حمله ای دیگر همان شب در محله مجاور شعب انجام گرفت که مرگ ۵ نفر دیگر را در پی داشت.

بعدها داعش مسئولیت این حمله تروریستی مرگبار را بر عهده گرفته و اعلام کرد که ابو محا العراقی این عملیات تروریستی را به انجام رسانده است. در جریان این بمب گذاری انتحاری، آتش سوزی مهیبی رخ داد که ساختمان های زیادی را طعمه حریق کرد. این حمله تروریستی، دومین حادثه تروریستی مرگبار در عراق پس از بمب گذاری در میان اقلیت ایزدی شمال کشور بود که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

۷- گروگانگیری در مدرسه بسلان

حمله تروریستی

گروگانگیری مدرسه بسلان در اول سپتامبر ۲۰۰۴ آغاز شده و بیش از ۳ روز به طول انجامید. در جریان این حادثه بیش از ۱٫۱۰۰ نفر از جمله ۷۷۷ کودک به گروگان گرفته شدند. در نهایت، با کشته شدن بیش از ۳۸۵ نفر از گروگان ها، گروگانگیری به پایان رسید. ماجرا از آنجا آغاز شد که گروهی از شبه نظامیان چچنی و گروه های اسلامگرای اینگوش در روسیه وارد مدرسه بسلان شده و دانش آموزان و معلمان آن را به گروگان گرفتند. گروگانگیران خواهان به رسمیت شناخته شدن استقلال چچن و عقب نشینی ارتش روسیه از این منطقه مسلمان نشین بودند. در روز سوم و پس از شکست گفتگوها، نیروهای روسی به محل گروگانگیری حمله کرده و در درگیری های بین دو طرف، صدها نفر از جمله کودکان کشته و چندین نفر نیز مفقود شدند.

۶- حملات تروریستی عراق در جولای ۲۰۱۳

حمله تروریستی

این حملات تروریستی در دو هفته اول جولای ۲۰۱۳ صورت گرفت. در جریان این حملات برنامه ریزی شده و پشت سر هم در شهرهای مختلف عراق بیش از ۳۸۹ نفر کشته و ۸۰۰ نفر زخمی شدند. این حملات بعد از آن آغاز شد که نیروهای عراقی در ماه قبل به کمپ معترضان به حکومت در حویجه یورش بردند. در ماه جولای بیش از ۱۰۴۵ نفر در اثر حملات تروریستی کشته شده و بیش از ۲٫۰۰۰ نفر نیز زخمی شدند.

۵- کشتار در تروخیو

حمله تروریستی

کشتار تروخیو، مجموعه ای از قتل ها بود که بین سال های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ در شهر تروخیو در کلمبیا رخ داد. این حملات در جنوب غربی کلمبیا توسط کارتل مواد مخدر کالی و شبه نظامیان وابسته به آن و البته با همکاری ارتش و پلیس کشور انجام گرفت. در جریان این کشتارها بیش از ۴۰۰ نفر کشته شدند که اکثراً از مظنونین گروه های شبه نظامی مخالف دولت به شمار می آمدند. قربانیان عمدتا پس از شکنجه، به قتل رسیده و بدن هایشان مثله می شد. بدترین مورد این قتل های زنجیره ای، اخته کردن و سر بریدن پدر تیبریو فرناندز بود که یک کشیش محلی از جماعت یسوعی به شمار می رفت. این کشتارها برای هشدار به حامیان گروه های شبه نظامی و چریکی که وارد نبرد با کارتل های موارد مخدر شده بودند صورت گرفت.

۴- آتش سوزی در سینما رکس آبادان

حمله تروریستی

در ۱۹ آگوست ۱۹۷۸، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شده که در جریان آن بیش از ۴۲۲ نفر کشته شدند، تلفاتی که بعدها تعداد آن ها تا ۷۰۰ نفر نیز عنوان شد. این آتش سوزی عمدی زمانی رخ داد که صدها نفر در درون سینما مشغول تماشای فیلم «گوزن ها» بودند که ۴ مرد سینما را به آتش کشیده و درهای خروجی سینما را بستند. همه در داخل سینما به دام افتاده بودند و زنده زنده در آتش سوختند. مقصر یا مقصران اصلی واقعه هیچگاه مشخص نشدند هر چند دولت وقت و گروه های انقلابی هر کدام دیگری را مسئول این کشتار می دانستند.

۳- حملات تروریستی می ۲۰۱۳ در عراق

حمله تروریستی

این حملات تروریستی مرگبار از ۱۵ تا ۲۱ می ۲۰۱۳ ادامه داشته و مرگ بیش از ۵۰۰ نفر را در پی داشت. در طی این حملات تروریستی، بمب گذاری ها و تیراندازی های متعددی در مناطق مرکزی و شمالی عراق صورت گرفت که بعدها در مقیاسی کوچکتر به استان های غربی و شرقی نیز کشیدهشد. در روز ۱۵ ماه می، ۵ خودرو بمب گذاری شده در بغداد منفجر شدند که با مرگ ۲۳ نفر و زخمی شدن ۱۰۸ نفر همراه بود، قربانیانی که اکثراً از شیعیان عراق بودند. این بمبگذاری ها در شهرک صدر، قدیمیه و بغداد جدید رخ داد.

دو بمب دیگر نیز در شهر کرکوک در نزدیکی ادارات دولتی شهر منفجر شد که مرگ ۱۰ نفر و زخمی شدن ۱۳ نفر دیگر را در پی داشت. در موصل، انفجار یک بمب کنار جاده ای به مرگ ۲ افسر پلیس و زخمی شدن یک نفر دیگر انجامید. حملات همچنان ادامه داشت تا این که در ۱۶ می بیش از ۴۰ نفر کشته و ۱۷ نفر دیگر زخمی شدند. در روز هفدهم ماه می درگیری بین گروه های شیعه و سنی به مرگ ۴۳ نفر و زخمی شدن ۸۰ نفر دیگر منجر گردید. در روز بیستم نیز در سراسر کشور بیش از ۱۳۳ نفر کشته و ۲۸۳ نفر مجروح شدند.

۲- بمب گذاری در میان اقلیت ایزدی در سال ۲۰۰۷

حمله تروریستی

این حملات تروریستی در ۱۴ آگوست ۲۰۰۷ صورت گرفت که مرگ بیش از ۲٫۹۹۶ نفر را در پی داشت و شامل ۴ بمب گذاری انتحاری بود که در شهرهای قحطانیه و جزیره در مناطق کردنشین ایزدی رخ داد. یک هفته بعد از این حملات بود که دولت مرکزی تعداد کشته شدگان در نتیجه این حملات را بیش از ۵۰۰ نفر و تعداد مجروحان را ۱٫۵۰۰ نفر اعلام کرد. در جریان این حملات انتحاری از سه خودرو بمب گذاری شده و یک تانکر سوخت دیگر مملو از مواد منفجره استفاده شد. در جریان این بمب گذاری ها از بیش از ۲ تن مواد منفجره استفاده شده بود که باعث فرو ریختن ساختمان ها و گیر افتادن مردم در زیر آوارها شد.

به دلیل نبود امکانات، گروه های نجات مجبور بودند با دست خالی آوارها را جابجا کرده و همین موضوع باعث کندی پیشرفت عملیات نجات و افزایش تلفات شد. قبل از شروع حملات، درگیری هایی بین جماعت ایزدی و مسلمانان سنی منطقه رخ داده بود. این اقلیت کرد به کافر بودن و بی اعتقادی به دین اسلام متهم شده و از پیش در مورد چنین کشتارهایی به آن ها هشدار داده شده بود. هیچ گروه شبه نظامی یا تروریستی مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفت اگر چه گروه های شبه نظامی سنی مقصر حادثه دانسته شدند.

۱-حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

حمله تروریستی

حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، شامل ۴ حمله تروریستی برنامه ریزی شده و هماهنگ بود که توسط نیروهای وابسته به القاعده انجام گرفته و در ایالات متحده به وقوع پیوستند. حملات در روز سه شنبه آغاز شد و جان نزدیک به ۳٫۰۰۰ نفر را گرفت. تعداد دقیق کشته شدگان ۲٫۹۹۶ نفر، تعداد مجروحان بیش از ۶٫۰۰۰ نفر و میزان آسیبی که به زیرساخت های کشور وارد شده بود بیش از ۱۰ میلیارد دلار برآورد گردید. اقتصاد ایالات متحده در نتیجه این حملات تروریستی، به طور کلی بیش از ۳ تریلیون دلار آسیب دید. در جریان این حملات، ۴ هواپیمای مسافربری که از کالیفرنیا به سمت مناطق شمال شرقی کشور می رفتند ربوده شده و برای حملات مورد استفاده قرار گرفتند.

حمله تروریستی

پرواز شماره ۱۷۵ خطوط هوایی یونایتد ایرلاینز و پرواز شماره ۱۱ خطوط هوایی آمریکن ایرلاینز توسط نیروهای القاعده به برج های شمالی و جنوبی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیده شدند. در کمتر از ۲ ساعت، این دو برج ۱۱۰ طبقه ای فرو ریخته و آتش سوزی مهیبی در آن ها آغاز شد. پرواز شماره ۷۷ آمریکن ایرلاینز نیز به ساختمان پنتاگون در ویرجینیا کوبیده شد که ویرانی دیوار غربی ساختمان را در پی داشت. چهارمین هواپیما نیز پرواز شماره ۹۳ خطوط هوایی یونایتد ایرلاینز بود که علیرغم تلاش هواپیمارباها برای کوبیدن آن به ساختمانی در واشنگتن دی سی، در نهایت در شهر استونی کریک در سامرست سیتی، پنسیلوانیا سقوط کرد. هزینه بازسازی ساختمان مرکز تجارت جهانی بین ۳ تا ۴٫۵ میلیارد دلار برآورد شد.

حمله تروریستی

به ساختمان پنتاگون نیز بیش از ۱٫۱ میلیارد دلار خسارت وارد شده بود و هزینه تمیزسازی خرابه ها بیش از ۱٫۳ میلیارد دلار عنوان می شد. در واکنش به این حملات، دولت ایالات متحده قوانین مربوط به جرایم تروریستی را تشدید کرده و به گروه های طالبان و القاعده اعلان جنگ مستقیم داد. گروه القاعده مسئولیت این حملات را پذیرفت و اعلام کرد که به دلیل حمایت های ایالات متحده از اسراییل، حضور نظامیان این کشور در عربستان و تحریم هایی که علیه دولت صدام حسین به اجرا گذاشته، دست به این اقدام زده است. در سال ۲۰۰۴ بود که اسامه بن لادن به طور رسمی، مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت.

هنگام حمله تروریستی چگونه از جان خود دفاع کنیم؟

چگونه تروریست ها و فعالیت های مشکوک به حملات تروریستی را تشخیص دهیم؟

در زندان های موسوم به «مراکز بازآموزی» چین برای مسلمانان اویغور چه می گذرد؟

کفاح بشیر حسین؛ پزشک متخصص روماتیسم عراقی که وزیر بهداشت داعش شد


مایکروسافت امروز برای نخستین بار نمایشی از سخت افزار سرفیس هاب 2 داشت. این کمپانی در جریان کنفرانس Microsoft Ignite به استفاده از سرفیس هاب 2 طی نطق ابتدایی پرداخت و این دیوایس را برای اولین بار به عموم مردم نشان داد. در بخشی از نمایش مایکروسافت شاهد چرخیدن نمایشگر 50 اینچی سرفیس هاب 2 بودیم و نکته تحسین برانگیز، انیمیشن های روانی بود که به محتویات روی صفحه امکان حرکت می داد.

مایکروسافت با سیستم عامل ویندوز کور (که با نام اختصار WCOS شناخته می شود) به دنبال ماژولار کردن سیستم عامل خود و اجرای حالت های هوشمندانه روی سخت افزارهای هوشمندانه است. این کمپانی برای سال ها مشغول کار روی WCOS و C-Shell بوده و هردو پروژه به اجرای ویندوز روی سخت افزارهای تازه کمک می کنند. سرفیس هاب 2 مثالی عالی برای این «سخت افزارهای تازه» است و ضمناً در شایعات شنیده ایم یک دیوایس سرفیس جیبی با نام رمز «آندرومدا» نیز در راه است.

در نمایش امروز دیدیم که به لطف اسکنر اثر انگشت تعبیه شده در سرفیس هاب 2، می توان به صورت مشترک با چند کاربر دیگر به استفاده از دستگاه پرداخت. این اسکنر در بخش پایینی دستگاه تعبیه شده و کاربران به محض اسکن اثر انگشت، در اکانت سرفیس هاب 2 خود لاگین می شوند. پس از این «آخرین فایل ها» به نمایش در می آیند تا امکان اجرای مستندات گوناگون روی چندین اکانت میسر شود.

ناگفته نماند که مایکروسافت امروز خبر از ایجاد تغییراتی در سخت افزار سرفیس هاب 2 نیز داد. دیوایس جدید سرفیس هاب 2 اس قرار است طی سال آتی میلادی همراه با دوربین های 4K و نمایشگر لبه تا لبه از راه برسد اما قابلیت های نرم افزاری چرخش نمایشگر و برخی از اپلیکیشن های آن تا سال 2020 در دسترس نخواهند بود.

مایکروسافت برای عرضه یک به روزرسانی نرم افزاری در سال 2020 برنامه ریزی کرده که سرفیس هاب 2X نامیده می شود و از کارتریج پردازنده مخصوصی که در پشت دستگاه تعبیه شده برای ارتقا سخت افزار و نرم افزار بهره می برد. مایکروسافت هنوز قیمت و تاریخ عرضه سرفیس هاب 2 را اعلام نکرده، اما انتظار می رود طی سه ماهه دوم 2019 شاهد عرضه اش باشیم.


این روزها اکثر افرادی که به دنبال یک کامپیوتر شخصی برای انجام امور روزانه خود می گردند، لپتاپ ها را به رایانه های رومیزی یا دسکتاپ ترجیح می دهند. چرا که لپتاپ ها جای کمتری اشغال کرده و قابل حمل هستند؛ عواملی که در فروش بیشتر آنها نسبت به دسکتاپ ها بی تأثیر نبوده اند.

لپتاپ ها همواره سبک تر و باریک تر شده اند

لپتاپ ها از نخستین روزهای عرضه به بازار تا کنون دستخوش تغییرات زیادی شده اند و به لطف نوآوری های مداوم در صنعت، همواره سبک تر و باریک تر گشته اند. به علاوه توان پردازشی آنها نیز افزایش یافته و با هر بار شارژ، مدت زمان بیشتری به فعالیت ادامه می دهند.

البته تولید کامپیوترهای قابل حمل باریک با توانمندی های بالا، کار آسانی نیست. ما نیز در این مطلب قصد داریم با نگاهی به تاریخچه لپتاپ ها و نخستین رایانه های قابل حمل، مسیر رشد این ابزارهای محبوب را مرور کنیم. با دیجیاتو همراه باشید.

سال 1981 میلادی: Osborne 1، نخستین کامپیوتر قابل حمل واقعی

لپتاپ

بسیاری از افراد کامپیوتر Osborne 1 را جد بزرگ لپتاپ های امروزی می دانند. این محصول که در سال 1981 میلادی توسط کمپانی Osborne Computer عرضه شد، از یک نمایشگر 5 اینچی برخوردار بود و با مودم داخلی، کیبورد و دو درایو فلاپی، در زمان خود کامپیوتر کاملی محسوب می شد.

هرچند محصول شرکت آزبورن ابعاد بزرگی داشت و با وزن 11 کیلوگرمی، تقریباً معادل 5 دستگاه مک بوک پرو امروزی سنگین بود. البته بازار روی خوشی به Osborne 1 نشان نداد؛ اما این محصول برای نخستین بار ایده یک کامپیوتر قابل حمل را به کاربران معرفی کرد.

گفتنی است Osborne 1 در زمان عرضه 1795 دلار قیمت داشت که معادل 5000 دلار امروزی بود.

سال 1983 میلادی: Grid Compass 1101، نخستین لپتاپ با طراحی صدفی

لپتاپ

اولین کامپیوتر قابل حملی که به لپتاپ های امروزی شباهت داشت، Grid Compass 1101 بود که در سال 1983 عرضه شد و با طراحی Clamshell یا صدفی، امکان تا شدن کامپیوتر با قرارگیری صفحه نمایش روی کیبورد را فراهم می کرد. این نوآوری در طراحی باعث شد علاوه بر محافظت از نمایشگر و کیبورد، Grid Compass 1101 در حالت بسته جای کمتری نیز اشغال کند.

طراحی صدفی پس از 35 سال همچنان در محصولات جدید مورد استفاده قرار می گیرد

طراحی صدفی آنچنان کاربردی و تأثیرگذار بود که حالا پس از 35 سال همچنان در محصولات جدید مورد استفاده قرار می گیرد. البته Grid Compass 1101 به دلیل قیمت بالا (10 هزار دلار سال 1983 معادل 25 هزار دلار امروزی) چندان در بازار موفق نبود اما پتنت های ثبت شده در زمینه طراحی و نوآوری های آن، پول زیادی را روانه حساب بانکی شرکت سازنده کرد.

سال 1989 میلادی: Compaq LTE و Compaq LTE 286 نخستین نوت بوک ها

لپتاپ

پیش از عرضه محصولات سری Compaq LTE، کاربران به کامپیوترهای قابل حمل لقب «چمدانی» را داه بودند که دلیل آن وزن نسبتاً بالای این محصولات بود. اما شرکت کامپک با عرضه مدل های LTE و LTE 286 تعریف جدیدی از سبکی و قابل حمل بودن را ارائه کرد که لقب نوت بوک یا دفتر یادداشت نیز از همین زمان به لپتاپ ها تعلق گرفت.

لپتاپ های کامپک به دلیل وزن سبک و قابلیت حمل آسان، به سرعت در میان کاربران محبوب شدند

لازم به ذکر است که حروف « LTE» در انتهای نام محصولات مورد بحث ارتباطی با فناوری مخابراتی نسل چهارم نداشته و به کلمه « Lite» به معنی سبک اشاره دارد.

لپتاپ های کامپک به دلیل وزن سبک و قابلیت حمل آسان، به سرعت در میان افرادی که زمان زیادی را در سفر بودند محبوب شدند. Compaq LTE و Compaq LTE 286 همچنین نخستین لپتاپ هایی بودند که در کنار درایو فلاپی، از هارد دیسک داخلی نیز بهره می بردند که ظرفیت آن برای مدل LTE 20 مگابایت و برای مدل LTE 286 نیز 40 مگابایت در نظر گرفته شده بود.

سال 1989 میلادی: Macintosh Portable، نخستین لپتاپ اپل

لپتاپ

همان سالی که کمپاک لپتاپ های سبک وزن خود را معرفی کرد، شرکت اپل نیز از نخستین کامپیوتر قابل حمل خود رونمایی کرد که هرچند مانند محصول رقیب سبک و جمع و جور نبود، اما کیفیت تصویر بالا و باتری بادوامی داشت؛ مشخصاتی که امروز هم در لپتاپ های اپل قابل مشاهده هستند.

مکینتاش قابل حمل کیفیت تصویر بالا و باتری بادوامی داشت

مکینتاش قابل حمل به دلیل وزن بالا و دشواری جا به جایی چندان پرطرفدار نبود؛ اما شرکت های دیگر را نسبت به تولید لپتاپ های سبک وزن مبتنی بر سیستم عامل مک ترغیب کرد. موضوعی که در حال حاضر خیلی عجیب به نظر می رسد؛ تولید یک دیوایس مجهز به مک توسط شرکتی به جز اپل.

سال 1991 میلادی: اپل PowerBook سری 100، یک لپتاپ انقلابی

لپتاپ

کمپانی اپل 2 سال پس از معرفی نخستین کامپیوتر قابل حمل خود، لپتاپ های خانواده  PowerBook را روانه بازار کرد که در مدل های 100، 140 و 170 قابل خریداری بودند و شرکت آنها را سری 100 نامیده بود. این محصولات توانستند در بازار موفقیت چشمگیری کسب کنند و بسیاری از ویژگی های خود را به عنوان استانداردی برای لپتاپ های مدرن تثبیت نمایند.

سری 500 پاوربوک های اپل نخستین لپتاپ هایی بودند که به تاچ پد مجهز شدند

به عنوان مثال، اپل در سری 100 کیبورد را به قسمت بالایی بدنه و زیر نمایشگر منتقل کرد تا فضای کافی برای قرار دادن دست و trackball (گویچه ای که نقش موس را بر عهده داشت) به وجود آید. پیش از این در رایانه های قابل حمل کیبورد در قسمت پایینی بدنه قرار داشت و فاصله میان آن و لولا (یا نمایشگر) به کلیدهای کاربردی یا دستورالعمل ها اختصاص می یافت.

حضور trackball هم ویژگی جالب توجهی بود چرا که سیستم عامل ها کم کم در حال تغییر فضا از محیطی متن پایه به رابط کاربری گرافیکی بودند و وجود ابزاری برای کنترل راحت نشانگر در فضای سیستم عامل ویژگی مهمی به حساب می آمد.

خانواده لپتاپ های PowerBook اپل در میان کاربران از محبوبیت بالایی برخوردار بود و طی سال های عرضه، ویژگی های نوآورانه متنوعی را به بازار معرفی کرد. در سال 1994، سری 500 پاوربوک های اپل نخستین لپتاپ هایی بودند که به تاچ پد مجهز شدند و به صورت پیش فرض آداپتور شبکه Ethernet داشتند.

سال 1992 میلادی: IBM ThinkPad 700، لپتاپی قدرتمند و شاخص

لپتاپ

یک سال پس از عرضه سری 100 توسط اپل، شرکت IBM نخستین تینک‌پدهای خود را در مدل های 700، 700c و 700t راهی بازار کرد که در کنار محصولات اپل، نخستین دیوایس هایی بودند که آینده لپتاپ ها را رقم زدند.

طراحی تینک‌پد علاوه بر کاربردی بودن، زیبا نیز بود و جوایز زیادی را در این زمینه نصیب IBM کرد

تینک‌پدهای اولیه برای کنترل نشانگر در سیستم عامل، به اهرم قرمز رنگ کوچکی مجهز شدند که وسط کیبورد قرار داشت؛ ابزاری که در جدیدترین مدل های تینک‌پد نیز یافت می شود. تینک‌پدهای سری 700 همچنین برای اولین بار توانایی واقعی لپتاپ ها را به رخ کشیدند و با نمایشگر رنگی 10.4 اینچی (که از تمام لپتاپ های بازار بزرگتر بود)، حافظه 120 مگابایتی و پردازنده قدرتمند IBM 486 SLC، گزینه وسوسه انگیزی برای کاربران بودند.

طراحی تینک‌پد علاوه بر کاربردی بودن، زیبا نیز بود و جوایز زیادی را در این زمینه نصیب IBM کرد. در ضمن شرکت سازنده برای تبلیغ کاربردی بودن محصول خود کمپین های مختلفی به راه انداخت که از آن جمله می توان به استفاده از تینک‌پد توسط باستان شناسان در اهرام مصر اشاره کرد. حتی ناسا نیز مدل 750c را با خود به فضا برد تا کارایی لپتاپ IBM بیش از پیش به کاربران نشان داده شود.

***

کامپیوترهایی که در این مطلب معرفی کردیم به عنوان پیشگامان عصر لپتاپ ها، با نوآوری هایی که داشتند مسیر را برای ابزارهای مدرنی که امروز در دست داریم هموار نمودند و باعث راهیابی لپتاپ ها به تمام عرصه های زندگی بشر شدند.


واقعا کسی هست با شنیدن نام آرنولد شوارتزینگر، به یاد هنرنمایی این بازیگر دوست‌داشتنی در سری فیلم‌های ترمیناتور (Terminator) نیفتد؟ فرنچایزی ماندگار در صنعت سینما که ۲۵ سال از عمرش گذشته و با معرفی Terminator 6 معلوم شده فرنچایز ترمیناتور، این مجموعه کهن‌سال، هنوز مانده تا به آخر راه خود برسد.

جیمز کامرون و گیل ان هرد (Gale Anne Hurd) خالقین ترمیناتور شاید فکرش را نمی‌کردند فیلم سینمایی ترمیناتور تبدیل به اثری شود که بعدها از روی این قصه، دنباله‌های دیگری در سینما، کمیک و حتی بازی‌های ویدیویی ساخته شود. عوامل مختلفی مثل پارامونت پیکچرز تا جایی که می‌توانستند شیره ترمیناتور را کشیدند و اگر خودتان را جزو هواداران پر و پا قرص این سری بدانید، بعد از دنباله دوم که تحت عنوان «روز رستاخیز» اکران شد، به احتمال زیاد با سایر دنباله‌های ترمیناتور چندان خو نگرفتید.

موضوع «سفر در زمان» در سال ۱۹۸۴، یک ایده ناب و تازه بود. هر چند درست یک سال بعد از اکران ترمیناتور ۱، شاهد فیلمی از رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) به نام Back To The Future بودیم که توانست از زاویه دید علمی به این مقوله پرداخته و فیلم‌های آینده در سبک علمی-تخیلی را تحت تاثیر خود قرار دهد. با این اوصاف، جیمز کامرون در ترمیناتور از المان «سفر در زمان» به صورت هوشمندانه استفاده کرده تا ایده سفر در زمان، باعث پیچیدگی بیش از حد داستان نشود.

تمام بدبختی‌های فیلم ترمیناتور از نقطه‌ای شروع شد که در آینده‌ای دور، هوش مصنوعی قدرتمندی به نام اسکای‌نت وقتی می‌بیند از پس گروه مقاومتی که انسان‌ها تشکیل داده‌اند برنمی‌آید، تصمیم می‌گیرد روبات‌هایی به زمان گذشته بفرستد تا با سر به نیست کردن مادر جان کانر، رهبر گروه مقاومت، این قائله را به نفع خود به پایان برساند. ولی جان کانر در زمان آینده نیز بیکار ننشسته و با فرستادن روباتی به نام کایل ریس قصد دارد روبات T-800 (با بازی آرنولد شوارتزینگر) را نابود کند.

ترمیناتور

جلوه‌های ویژه بصری در ترمیناتور ۲: روز رستاخیز در آن دوران پدیده‌ای بی بدیل بود.

نکته جالب اینجاست سارا کانر به واسطه رابطه‌ای که با روبات محافظ خود یعنی کایل ریس داشته، حامله می‌شود. در واقع کایل ریس، پدر جان کانر است. پس باید فرض کنیم اسکای‌نت یا هر فردی که پشت این سیستم مخفی شده، از همان اول این واقعیت را می‌دانسته. در فیلم نیز تقابل دو ترمیناتور را با یکدیگر تماشا می‌کنیم که چطور T-800 مغلوب می‌شود. آیا اسکای‌نت واقعا هدفش این بود جلوی به دنیا آمدن جان کانر را بگیرد؟

جیمز کامرون به واسطه فیلم Terminator 2 جدا از چهار جایزه اسکار، جوایز ریز و درشتی را در جشنواره‌های مختلف به خاطر این فیلم توانسته تصاحب کند. شاید این موفقیت دور از انتظار دنباله دوم، یکی از علل مهمی بود که چشم طمع به این فرنچایز را بیشتر کرد و بعدها کارگردان‌های دیگری دنباله‌های سوم و چهارم را برای این فرنچایز در نظر گرفتند. تقریبا همه هواداران دو آتشه مجموعه ترمیناتور اعتقاد دارند این دنباله‌ها به هیچ عنوان در خور ترمیناتورهای جیمز کامرون نبود.

ترمیناتور

چهره خوفناک آرنولد و هارلی دیویدسون، از معدود چهره‌های سینمایی است که نمی‌توان از یاد برد.

در قسمت دوم می‌بینیم جان کانر ۱۰ سال بیشتر سن ندارد و مادر واقعی‌اش، او را ترک کرده تا جان در امان باشد. این بار نیز دو ترمیناتور خوب و بد وارد این خط زمانی شده و به دنبال جان کانر می‌گردند. ولی این بار آرنولد شوارتزینگر در نقش ترمیناتورِ خوبِ داستان وارد قضیه می‌شود. جیمز کامرون این بار در دل ماجرا، جریانی دیگر خلق می‌کند. ترمیناتور آرنی (یا همان آرنولد) تصمیم دارد با ترور مایلز دیسون، جلوی شکل گرفتن اسکای‌نت را در وهله اول بگیرد. در قصه قسمت دوم متوجه می‌شویم دیسون با استفاده از پردازنده‌ و بازوی خراب ترمیناتور T-800 در فیلم قبلی سعی می‌کند تا اسکای‌نت را راه بیندازد. ماجرا در Terminator 2 فراز و نشیبی دیدنی دارد ولی در نهایت با اینکه مایلز دیسون ترور نمی‌شود، روز رستاخیز (Judgment day) در آینده رخ نمی‌دهد؛ روزی که اسکای‌نت، موشک‌های هسته‌ای را قرار بود در کل دنیا پرتاب می‌کند تا نسل بشریت یک بار برای همیشه نابود شود.

نقطه مبهم و بحث برانگیز ماجرا اینجاست اگر جلوی روز رستاخیز در گذشته گرفته شود، پس هیچ جنگی در آینده نیز رخ نداده و ترمیناتوری نیز به سال ۱۹۸۴ برنمی‌گردد تا سارا کانر را به قتل برساند. اصلا کایل ریس به عقب برنمی‌گردد تا جان کانر به دنیا بیاید. این همه حفرات داستانی، دنباله‌های دیگری می‌طلبید تا این ابهامات را کاملا توضیح دهد و به همین منظور ترمیناتور ۳: قیام ماشین‌ها ساخته شد.

ترمیناتور

ترمیناتور ۳ ضعیف‌ترین دنباله در این سری بود ولی تقابل بین آرنولد و ترمیناتور T-X جزو المان‌های مثبت این فیلم بود.

در قسمت سوم توضیح داده شد روز رستاخیز متوقف نشده و صرفا این رویداد تاریخی به عقب افتاده و به جای به وقوع پیوستن روز رستاخیز در ۱۹۹۷میلادی، این اتفاق به سال ۲۰۰۴ موکول شد. این بار جان کانر به قدری بزرگ شده تا خودش برای جلوگیری از این اتفاق ناگوار تلاش کند. در Terminator 3 دیگر خبری از پایان خوب نیست و روز رستاخیز در نهایت رخ می‌دهد و جان کانر نیز در سال ۲۰۳۲ به دست ترمیناتور (آرنولد شوارتزینگر) به قتل می‌رسد. در انتها کیت، همسر جان کانر تلاش می‌کند با برنامه‌ریزی مجدد ترمیناتور قاتل، وی را به گذشته بفرستد تا بلکه خط زمانی تغییر پیدا کند.

ماجرا اینجاست با اکران سومین دنباله، در حقیقت با سه بازه زمانی مختلف روبه‌رو شدیم. خط زمانی اول در فیلم نخست که روز رستاخیز در همان سال ۱۹۹۷ رخ داد. در ترمیناتور ۲ همین خط داستانی جلوتر می‌رود ولی با جلوگیری از روز رستاخیز، خط داستانی دومی شکل می‌گیرد که روز قیامت هیچوقت رخ نداده. و در نهایت خط داستانی سوم که کاملا با هر آنچه دیدیم تفاوت پیدا می‌کند و روز رستاخیز در سال ۲۰۰۴ با موفقیت روی می‌دهد.

ترمیناتور

ترمیناتور: رستگاری فیلم بدی نبود ولی با استانداردهایی که جیمز کامرون روزی به ما نشان داد،‌ فرسنگ‌ها فاصله داشت.

به قدری انتقادها درباره فیلم Terminator 3 زیاد بود که در چهارمین دنباله این سری محبوب، ایده سفر در زمان تقریبا وجود ندارد و ما با یک خط داستانی تقریبا سر راست طرف حساب هستیم. خط زمانی Terminator Salvation به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردد. زمانی که جان کانر (با بازی کریستین بیل) به کمک گروه مقاومت سعی دارد تا اسکای‌نت را از قدرت ساقط کند.

در این فیلم سایبورگ‌های هیبریدی را می‌بینیم که نیمی از آنها انسان و نیمی دیگر روبات هستند. مارکوس (سم ورتینگتون) شخصیتی جدید در این سری بوده که به عنوان یک جاسوس دو جانبه سعی در تلاش است جان کانر را ترور کند. ولی در انتها می‌بینیم او با فداکاری خود باعث می‌شود جان کانر از مهلکه جان سالم به در ببرد.

ترمیناتور

ترمیناتور جنیسیس یک فاجعه بود و بی‌وفا به اصل و ریشه‌ خودش؛ ولی تو محبوب من، پیر نشو.

فیلم Terminator Genisys به کارگردانی آلن تیلور نهایت تلاشش را کرد تا کایل ریس (با بازی جای کورتنی) را به سال ۱۹۸۴ بفرست تا دوباره از سارا کانر محافظت کند. جدا از ایفای نقش نسبتا خوب املیا کلارک و آرنولد شوارتزینگر، ترمیناتور جنیسیس یک فاجعه بود! چون فیلم‌نامه‌نویس، تمام آنچه تا الان مطالعه کردید را فدای یک خط داستانی جدید می‌کند. فیلم‌نامه‌نویس آرنولد را در نقش یک ترمیناتور به سال ۱۹۷۳ می‌فرستد تا از سارا کانر که ۸ سال بیشتر نداشته، محافظت کند. سارا این ترمیناتور را پاپس صدا می‌کند.

این خط داستانی بالاخره با خط داستانی فیلم اول در یک شاهراه واحد قرار می‌گیرد. بر همین اساس ما به جای دو عدد ترمیناتور، شاهد چهار ترمیناتور هستیم. اسکای‌نت ترمیناتور T-1000 را در هیبت کایل ریس می‌فرستد تا طبق معمول همیشه کاری کند جان کانر به دنیا نیاید. پس از تعقیب و گریزهای زیاد، بالاخره این ترمیناتور توسط سارا نابود می‌شود.

پاپس در رابطه با همه چیز در آینده به سارا توضیح داده و وی را آماده می‌کند. با این اوصاف سارا می‌خواهد به سال ۱۹۹۷ برود تا جلوی به وقوع پیوستن روز رستاخیز را بگیرد. ولی کایل ریس بر اساس اطلاعاتی که در سر داشته، پیشنهاد می‌دهد به سال ۲۰۱۷ سفر کنند. ولی پاپس با این دو نفر وارد تونل زمان نشده و ترجیح می‌دهد در همان بازه زمانی بماند و منتظر ورود این دو فرد در‌ آینده نزدیک بماند.

ترمیناتور

امیلیا کلارک به شدت زور زد تا به لیندا همیلتون شباهت پیدا کند. ولی این کجا و آن کجا!

سارا و کایل در سال ۲۰۱۷ متوجه می‌شوند سیستم اسکای‌نت در ابتدا جنیسیس نام داشته و این دو تن در تلاش هستند تا جلوی به وجود آمدن اسکای‌نت را بگیرند. در همین این اوضاع، جان کانر نیز سر می‌رسد و می‌بینیم او به یک ماشین هیبریدی (که در فیلم تحت عنوان ترمیناتور T-3000 شناخته شده) تبدیل می شود. جان سعی می‌کند مادر و پدرش را توجیه کند تا به اسکا‌ی‌نت بپیوندند. به همین خاطر قهرمانان ماجرا از شواهد اینگونه برداشت می‌کنند نجان کانر قصد تخریب اسکای‌نت را ندارد. و جان کانر در قالب یک ترمیناتور قدرتمند تلاش کرده تا اسکای‌نت شکل بگیرد.

T-3000 در تعقیب سه قهرمان داستان (پاپس، سارا و کایل) بود تا از نابودی هسته جنیسیس جلوگیری کند ولی در نهایت او ناکام ماند و در ظاهر با پایانی خوش روبه‌رو می‌شویم. ولی در واپسین لحظات فیلم می‌بینیم هسته جنیسیس سالم مانده.

  • جریان کلی فرنچایز ترمیناتور از گذشته تا به امروز به صورت خلاصه‌وار:
  • ۱۹۶۵ – سارا کانر به دنیا آمد.
  • ۱۹۷۳ – ترمیناتور نگهبان (پاپس) از آینده به این زمان سفر کرده تا از سارا کانر کودک محافظ کند.
  • ۱۲ می ۱۹۸۴ – ترمیناتور جدیدی از آینده به این خط زمانی می‌آید تا سارا کانر را به قتل برساند و کایل ریس نیز به دنبال این روبات سفر می‌کند تا آسیبی به سارا کانر وارد نشود. در نهایت ترمیناتور قاتل کلکش کنده می‌شود.
  • ۱۹۸۴ – سارا و کایل با استفاده از یک ماشین زمان به سال ۲۰۱۷ سفر می‌کنند. در حالیکه ترمیناتور محافظ یا همان پاپس منتظر آنهاست.
  • ۲۰۱۷ – جان کانر در هیبت یک انسان هیبریدی (نصف انسان و نصف روبات) از آینده سر می‌رسد و تلاش می‌کند اسکای‌نت را به قدرت برساند. سارا و کایل در این برهه زمانی سعی می‌کنند تا اسکای‌نت شکل پیدا نکند. در سال ۲۰۱۷ و پیش از این اتفاق‌ها، اسکای‌نت در پوسته‌ی جنیسیس (Genisys) پنهان شده بود.
  • ۲۰۲۹ – شعله جنگ بیشتر شده و ترمیناتور T800 (آرنولد شوارتزینگر) و کایل ریس به خط زمانی ۱۹۸۴میلادی فرستاده می‌شوند.
  • بازه زمانی نامشخص – ترمیناتور نگهبان (پاپس) دوباره ‌برنامه‌ریزی شده‌ای به گذشته فرستاده شده تا سارا کانر را نجات دهد.
  • بازه زمانی نامشخص – ترمیناتور مخوف T1000 به گذشته فرستاده می‌شود تا سارا کانر را به قتل برساند.
  • بازه زمانی نامشخص (احتمالا ۲۰۲۹) – جان کانر، رهبر گروه مقاومت به ترمیناتور هیبریدی T-3000 تبدیل و به سال ۲۰۱۷ فرستاده می‌شود تا از قیام اسکای‌نت یا همان جنیسیس اطمینان حاصل کند.

تیم ملر، کارگردان ترمیناتور ۶ که پیش از این دد پول ۱ را به خوبی کارگردانی کرده. آیا میلر می‌تواند ترمیناتور را به روز اوج خود برگرداند؟

احتمال می‌رود جیمز کامرون پس از چند سال دوری از این فرانچایز، به خاطر ایرادات فاحش موجود در ترمیناتور جنیسیس رغبت کرد تا در مقام تهیه‌کننده به این سری برگشته و جانی دوباره به این قصه ببخشد. کامرون تنها گناهش این بود که می‌خواسته پرونده ترمیناتور را پس از دومین جریان، در دنیای سینما ببندد.

در اردیبهشت ماه امسال بود که آرنولد شوارتزینگر در دنیای مجازی به صورت مستقیم از فیلم‌برداری Terminator 6 خبر داد و پس از مدتی دیدیم جیمز کامرون آب پاکی را روی دست هواداران ترمیناتور ریخت و چقدر همگی از این خبر خوشحال شدیم.

به ظاهر کامرون قصد دارد به کمک تیم میلر (کارگردان ششمین دنباله)، خط داستانی جدیدی برای شخصیت‌های اصلی ترمیناتور در نظر بگیرد. از طرفی لیندا همیلتون، بازیگر نقش سارا کانر پس از ۲۵ سال قرار است در Terminator 6 حضور داشته باشد. پس به احتمال بسیار زیاد  قصه ترمیناتور ۶ ادامه ماجراهای ترمیناتور ۲: روز رستاخیز خواهد بود.

ترمیناتور

به عنوان یکی از هواداران سری ترمیناتور و دنیای آخرالزمان روباتیک منتظر هستم تا کامرون یک بار دیگر ما را در دنیایی که روزی خودش ساخته، مجدد غرق کند.کماکان این که جیمز کامرون بارها در مصاحبه‌های مختلف اعلام کرده سری ترمیناتور از قسمت‌ سوم به بعد، به مانند «یک رویای بد» می‌ماند. آیا قرار است در ماه نوامبر سال ۲۰۱۹ میلادی از این کابوس بد بیرون بیاییم؟ باید منتظر ماند.

 

 

 


تا حالا برای شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم از افزونه‌ها استفاده می‌کردید؟ پس خبرهای خوبی برایتان دارم. چرا که دیگر برای شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم نیازی به هیچ افزونه‌ای نیست و با استفاده از ویژگی‌های تازه این مرورگر قادر به انجام این کار خواهید بود. در ادامه به معرفی این ویژگی تازه خواهیم پرداخت و از نحوه شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم برایتان می‌گوییم. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

تغییر میانبرها در صفحه تب جدید گوگل کروم

کاربران مرورگر شرکت گوگل حالا می‌توانند به لطف کلید «Add Shortcut» آیکون‌هایی که زیر نوار جستجوی کروم نمایش داده می‌شوند را شخصی سازی کنند.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم

با کلیک روی این کلید پنجره‌ای در مقابلتان باز می‌شود که می‌توانید در آن هر نام و آدرسی را که می‌خواهید وارد کنید.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم

به طور پیش فرض کروم به شما اجازه می‌دهد که ۱۰ میانبر برای خود بسازید. حتی امکان ویرایش میانبرهای قدیمی هم وجود دارد. برای ویرایش میانبرها نیز فقط کافیست ماوستان را روی آیکون میانبر مورد نظرتان ببرید و روی کلید سه نقطه‌ای که با این کار ظاهر می‌شود کلیک کنید.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم

اضافه کردن یک تصویر پس زمینه به صفحه تب جدید کروم

اگر جزو کاربرانی هستید که خیلی با صفحات سفید و خالی میانه خوبی ندارید، ویژگی‌های تازه کروم به شما اجازه می‌دهند که روی صفحه تب جدید این مرورگر تصاویر پس زمینه خودتان را بگذارید. برای این کار ابتدا روی آیکون چرخ دنده‌ شکلی که در گوشه سمت راست پایین صفحه قرار دارد کلیک کنید.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم

با این کار پنجره کوچکی در مقابلتان ظاهر می‌شود که می‌توانید از طریق آن تصویری که دوست دارید را آپلود کنید و در پس زمینه صفحه تب جدید کروم قرار دهید.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم

علاوه بر این گزینه‌ای به نام «Chrome Backgrounds» در این پنجره وجود دارد که با کلیک روی آن می‌توان از تصاویر منتخب گوگل به عنوان پس زمینه صفحه تب جدید استفاده کرد.

شخصی سازی صفحه تب جدید گوگل کروم


با توجه به پایان رسیدن فصل تابستان رقابت تنگاتنگ میان غول‌های سینمای هالیوود نیز به اتمام می‌رسد و ما قصد داریم در این مقاله نگاهی به کارنامه‌ی تابستانی کمپانی برادران وارنر و سایر استودیوها و کمپانی‌های رقیب از جمله دیزنی بیاندازیم. پس با ما همراه باشید.

امروز صبح دو خبر مهم درباره‌ی فیلم آسیایی‌های ثروتمند دیوانه(Crazy Rich Asians) منتشر شد. اولین خبر حاکی از آن است که در روز سه شنبه این فیلم اقتباسی به کارگردانی جان ام.چو از رمان کوین کوان مبلغ پنج میلیون و پنجاه و دو هزار دلار در باکس آفیس درآمد داشته است. این میزان نسبت به فروش سه میلیون و ششصد هزار دلاری روز دوشنبه پنجاه و دو درصد افزایش به همراه داشته است و حتی از فروش روز اول اکران آن در هفته گذشته نیز بیشتر است. این فیلم با بودجه‌ی سی میلیون دلاری تاکنون چهل و چهار میلیون و چهارصد و بیست و هشت هزار دلار در اولین هفته اکران در آمریکای شمالی فروش داشته‌است. به گزارش هالیوود ریپورتر کمپانی برادران وارنر قصد دارد دنباله‌ای براساس جلد دوم سه‌گانه‌ی کوان که دوست دختر ثروتمند چینی(China Rich Girlfriend) نام دارد؛ بسازد.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

بنابراین اگر بخواهیم مبنای قضاوت را بر اساس میزان فرنچایزهای جدیدی که ساخته شده‌اند قرار دهیم برادران وارنر احتمالا برنده‌ی غیررسمی این نبرد خواهد بود. فیلم های والت دیزنی حدود چهل و چهار درصد کل فیلم‌های اکران شده در این تابستان را در برمی‌گیرد و از این چهل و چهار درصد بیست و دو درصد آن فقط از دو فیلم به شدت مورد انتظار انتقام جویان جنگ ابدیت(Avengers: Infinity War)  و شگفت انگیزان دو(Incredibles 2)  متشکل است.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

درنتیجه با حضور این دو فیلم و سایر فیلم‌های متعلق به دیزنی که در ادامه در مورد آن‌ها صحبت خواهیم کرد، این کمپانی عنوان برنده‌ی باکس آفیس تابستان ۲۰۱۸ را از آن خود کرد. کمپانی‌های یونیورسال/کام کست بیشترین فروش را با فیلم نه چندان ابرقهرمانی دنیای ژوراسیک:سقوط پادشاهی (Jurassic World: Fallen Kingdom) داشته‌اند. اما برادران وارنر به نسبت سایر کمپانی‌ها فیلم‌های کمتری برای ارا‌ئه داشت و تنها سه فرنچایز جدید با پتانسیل بالا را به مخاطبان خود عرضه نمود. من همیشه گفته‌ام که کمپانی برادران وارنر فراتر از بتمن و هری پاتر است و فیلم‌هایی که از جانب این کمپانی در تابستان امسال منتشر شد مهر تاییدی بر حرف‌های من بود.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

فیلم آسیایی‌های ثروتمند دیوانه یکی از سه فیلم موفق برادران وارنر در تابستان امسال بود و این موفقیت می‌تواند رؤسای این کمپانی را تشویق کند تا کار ساخت بر روی دنباله‌ی این فیلم را هر چه سریع ‌تر آغاز کنند. از آن جایی که فیلم آسیایی‌های ثروتمند دیوانه از کتابی با نام مشابه اقتباس شده انتظار می‌رود که دنباله‌ی این فیلم نیز از روی جلد دوم این سه‌گانه که در ابتدای مقاله به نام آن اشاره شد( دوست دختر ثروتمند چینی ) ساخته شود.

اکران فیلم آسیایی‌های ثروتمند دیوانه یک هفته پس از آن که فیلم مگ (The Meg)  همه را با عملکرد چشمگیر خود در آمریکای شمالی با فروش چهل و پنج میلیون دلاری در روز اول حضور در گیشه‌ها غافلگیر کرد، آغاز شد. فیلم مگ با هنرنمایی جیسون استاتهم در برابر کوسه‌ای ماقبل تاریخی با بودجه‌ی صد و سی میلیون دلاری تاکنون موفق به گردآوری هشتاد و نه میلیون دلار در آمریکا و سیصد و پنجاه میلیون دلار در باکس آفیس بین المللی شده‌است.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

فیلم مگ جان ترتلتاب به احتمال زیاد با باکس آفیس بالای صد و بیست وپنج میلیون دلار در آمریکا و چهارصد و پنجاه تا پانصد میلیون در باکس آفیس جهانی به کار خود پایان می‌دهد. این فیلم اولین در نوع خودش است از آنجایی که جزء فرنچایزی با بودجه‌ی سرسام‌آور و محصول مشارکت کمپانی‌های چینی و هالیوودی که از پیش وجود داشته نیست و با این حال به درآمدی چشمگیر هم در آسیا و هم در آمریکا دست یافته است.

بله فیلم تبدیل شوندگان:عصر انقراض(Transformers: Age of Extinction) درآمد باکس آفیس خود را با همتای چینی خود در سال ۲۰۱۴ تقسیم کرد. همین موضوع برای انیمیشن استودیوی دریم‌ورکز پاندای کونگفوکار۳ (Kung Fu Panda 3)در سال ۲۰۱۶ و فیلم ترسناک خارجی(The Foreigner) نیز صادق است. داستان فیلم مگ در چین جریان دارد و در کنار استاتهام بازیگر نقش مکمل وی لی بینگ بینگ به ایفای نقش می‌پردازد. این فیلم در تمام بخش‌هایی که فیلم‌هایی مثل آسمان‌خراش(Skyscraper)، وارکرفت(Warcraft) و دیوار بزرگ(The Great Wall ) با شکست روبه رو شدند، به موفقیت دست یافت.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

رمان مشهور سال ۱۹۹۷ استیو آلتن به نام  Meg: A Novel of Deep Terror تا به حال پنج کتاب دیگر در پی داشته است که به زودی شاهد اضافه شدن کتاب دیگری به این مجموعه خواهیم بود. می ‌توانیم تنها امیدوار باشیم که سازندگان این فرنچایز راه پارک ژوراسیک را درپیش بگیرند و در فیلم‌های آینده بخش‌های به یاد ماندنی‌ای که متاسفانه از فیلم اول حذف شده بودند را در این فیلم‌های جدید جای دهند. حال که مردم از این فرنچایز استقبال کرده‌اند ممکن است دنباله‌ای برای فیلم مگ که در آن مگ یک تیرانوسوروس رکس را از پای درآورده یا مانند بخشی از کتاب بعدی(خطر اسپویل) که مگ نهنگ قاتلی که به تازگی آزاد شده را می کشد دوباره مردم را به پای گیشه‌ها بکشاند.

با وجود تمام مطالبی که درباره‌ی فیلم مگ گفته شد ساخت دنباله‌ی مگ که در مجموعه‌ی آلتن The Trench نام دارد در حد گمانی زنیست. اما با توجه به بازخوردهای مناسب نسبت به فیلم اول می‌توان گفت که مردم از این دست فیلم‌ها با آغوش باز استقبال می‌کنند و برای تماشای آن‌ها به سینماها می‌روند.

در نهایت می‌رسیم به فیلم هشت یار اوشن(Ocean’s 8). فیلم هشت یار اوشن به کارگردانی گری راس از لحاظ فنی اسپین آف سیزده یار اوشن(Ocean’s 13 ) محسوب می‌شود و ما در این فیلم شاهد چند حضور کوتاه از بازیگران فیلم سیزده یار اوشن و همچنین اشاره به مرگ دنی اوشن؛ شخصیت جرج کلونی، که در زمانی در طی یازده سال گذشته فوت شده‌است، بودیم. با این حال برادران وارنر موفق به فروش قابل توجه این فیلم با وجود تماما زن بودن بازیگران آن(ساندرا بولاک، کیت بلانشت، ان هتوی، میندی کالینگ، هلنا بونهام کارتر، ریهانا، آوکافینا و سارا پالسون) در کنار حفظ عناصر فیلم‌های اصلی شد.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

هشت یار اوشن با فروش چهل و یک میلیون دلاری در گیشه‌ها شروع خوبی داشت و تاکنون در آمریکا صد و سی و نه میلیون دلار فروش خانگی و در کل مبلغ دویست و نود میلیون دلار با بودجه‌ای هفتاد میلیون دلاری فروش داشته‌است.

از این موضوع که آیا کمپانی برادران وارنر علاقه‌ای به ساخت دنباله‌ی هشت یار اوشن دارد اطلاعاتی در دست نیست. اما ترکیب بولاک/بلانشت/هتوی و هم چنین (فیلم‌های مامامیا!دوباره شروع شد و آسیایی‌های ثروتمند دیوانه) نشان داده است که در حال حاضر فیلم‌هایی که اکثر بازیگران آن را زنان تشکیل می‌دهند از موفقیت تضمینی در باکس آفیس برخوردارند. و اگر وارنر برای ساخت دنباله‌ی این فیلم درجهتی که پیش گرفته حرکت کند دیگر آن جذابیت«هی! یه فیلم اوشن دیگه!» را نخواهد داشت بلکه تنها دنباله‌ای خاص با بازگشت این گروه خاص از بازیگران  و دزدیدن اشیای گرانبهای بیشتر است. هشت یار اوشن تنها موفق به توسعه‌ی فرنچایز اوشن نشد  بلکه فرنچایز جدیدی درون فرنچایزی که از پیش وجود داشت خلق کرد.

به صورت قطعی می‌توان پیش بینی کرد که تا دو سه سال آینده شاهد عرضه‌ی فیلم دوست دختر ثروتمند چینی خواهیم بود. همچنین عدم عرضه‌ی فیلم The Trench در تابستان ۲۰۲۰ یا ۲۰۲۱ با توجه به فروش فیلم مگ در باکس آفیس دور از انتظار است. پیش بینی زمان تقریبی اکران فیلم نه یار اوشن یا هرنامی که به آن تخصیص بدهند دشوارتر از فیلم‌های مذکور است. با این حال باید در نظر داشت که هشت یار اوشن حدود چهار برابر بودجه‌اش در باکس آفیس فروش داشت و فیلم به گونه‌ای به پایان رسید که دست سازندگان را برای ساخت دنباله‌های دیگر باز گذاشت.

کارنامه‌ تابستانی کمپانی برادران وارنر

این سه فرنچایز جدید تابستان ثمربخشی را برای کمپانی برادران وارنر رقم زدند. این در حالی بود که فیلم‌های پرفروش دیزنی در این تابستان همگی دنباله‌های فرنچایزهایی بودند که از قبل وجود داشتند. فیلم‌های پرفروش یونیورسال و سونی هم همه دنباله‌ی فرنچایزهای متعلق به این کمپانی‌ها بودند. برادران وارنر سه فیلم مخاطب پسند و موفق «قسمت اولی» عرضه کرد که می ‌تواند به سادگی آن‌ها را به «قسمت دوم» و یا بیشتر منتهی کند.

سونی با اکولایزر۲ ( Equalizer 2 )و هتل ترنسلیوانیای ۳(Hotel Transylvania 3) ، پارامونت/وایاکام با ماموریت غیرممکن: فال اوت(Mission: Impossible – Fallout) و یونیورسال با چهارمین فیلم پاکسازی (The Purge)، دومین فیلم مامامیا(Mamma Mia ) و پنجمین فیلم پارک ژوراسیک/دنیای ژوراسیک(Jurassic Park/Jurassic World) خود را در گردانه‌ی  رقابت فیلم های تابستانی حفظ کردند. حتی دیزنی با اتکا بر روی سومین فیلم انتقام جویان(Avengers)، دهمین فیلم جنگ ستارگان(Star Wars) و دومین فیلم‌های شگفت‌انگیزان(Incredibles) و مرد مورچه‌ای(Ant-Man) با سایر رقبای خود مقابله کرد. از سوی دیگر بیشتر فیلم‌های پرفروش و معروف‌تر وارنر هنوز به سینماها راه نیافته‌اند ( ستاره‌ای متولد شده است A Star is Born، جانوران شگفت انگیز:جنایات گریندل‌والد Fantastic Beasts: The Crimes of Grindelwald  و آکوامن‌Aquaman) که به احتمال زیاد تا انتهای سال جاری عرضه خواهند شد.


حتماً تا به حال اصطلاح تزریق مستقیم سوخت را درباره موتور خودرو شنیده اید. این تکنولوژی که برگرفته از Gasoline Direct Injection بوده و به اختصار GDI نامیده می شود، امروزه در بسیاری از خودروها یافت می شود. در واقع سیستم تزریق مستقیم یکی از تکنولوژی های مهم محسوب می شود که باعث شده موتورهای احتراق داخلی با چیزی در حدود 200 سال قدمت، در قرن بیست و یکم نیز مورد استفاده قرار گیرند. حتی در بازار کشورمان نیز شاهد خودروهای متعددی مجهز به این تکنولوژی هستیم که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اما سوالی که پیش می آید این است: چرا خودروسازان تا این حد به این تکنولوژی علاقه مند شده اند؟ سیستم تزریق مستقیم سوخت چه خصوصیات مثبتی دارد و چه تفاوت هایی با روش های معمولی برای ورود سوخت به موتور خودرو دارد؟ اگر این سوالات برای شما نیز پیش آمده است، پیشنهاد می کنیم در ادامه با ما همراه باشید.

پیش از معرفی تکنولوژی تزریق مستقیم، سیستم تزریق سوخت چگونه کار می کرد؟

همانطور که میدانید، در موتورهای احتراق داخلی جدید برای به حرکت در آوردنِ میل لنگ، سه عنصر مورد نیاز است که عبارتند از:

  • هوای غنی شده با اکسیژن
  • سوخت
  • یک جرقه برای ایجاد انفجار در مخلوطِ سوخت و هوا

هوای مورد نیاز از طریق ورودی هوا به داخل موتور مکیده می شود که پیش از ورود به منیفولدِ ورودی هوا، جریان آن توسط سنسوری به نام مَف سنسور (MAF Sensor) سنجیده می شود. این مسیر هوا خود به 4 تا 8 مسیر مجزا تقسیم می شود که هر کدام از آنها به یکی از محفظه های احتراقِ استوانه ای در موتور خودروی شما منتهی می شود. در طول این مسیر، هوا با سوخت مخلوط می شود و فقط کافیست تا شمع یک جرقه بزند تا این مخلوط در محفظه احتراق منفجر شود. به احتمال زیاد با مطالبی که تا به اینجا درباره موتورهای احتراق داخلی گفته شد آشنا بوده اید.

در گذشته که موتورها همانند امروز پیشرفته نبوده و از کاربراتور یا سیستم تزریق تک نقطه ای بهره مند بودند، ترکیب کردنِ سوخت و هوا که با دقت نسبتاً پایینی نیز انجام میشد، داخل منیفولدِ ورودی هوا و حتی در برخی موارد پیش از منیفولد اتفاق می افتاد. در چنین شرایطی، سوخت مورد نیاز برای تمامی سیلندرهای بانکِ سیلندر افزوده میشد. در موتورهایی که تعداد سیلندرها زیاد است، معمولاً سیلندرها به دو بخش تقسیم می شوند که در هر بخش تعدادی سیلندر به صورت خطی کنار هم قرار خواهند گرفت. به هر کدام از این بخش ها که چندین سیلندر به صورت خطی در آن قرار می گیرد، یک بانکِ سیلندر گفته می شود. به طور مثال، موتورهایی که آرایش سیلندرهای آنها خطی است، یک بانکِ سیلندر دارند. اما موتورهای V شکل، دو بانکِ سیلندر دارند. این موضوع در شکل زیر نشان داده شده است:

با این حساب، در اکثر مواقع عناصر مورد نیاز برای انفجار در محفظه های احتراق تامین میشد. اما یک مشکل وجود داشت که البته شدت آن بسته به نوع طراحی منیفولدِ ورودی هوا کم یا زیاد بود: سیلندرهایی که به کاربراتور یا انژکتور نزدیک بودند سوخت بیشتری دریافت می کردند و به سیلندرهایی که از آنها دور بودند سوخت کمتری می رسید. در موتورهای کاربراتوی یک متخصص در زمینه تنظیم کاربراتور می توانست تا حدودی این مشکل را مرتفع سازد. در مورد موتورهای انژکتوری نیز یک کامپیوتر پیشرفته می توانست این موضوع را تا حدودی تحت کنترل درآورد. اما در نهایت ریشه اصلی این مشکل یعنی ایراد در طراحی منیفولدِ ورودی هوا قابل رفع نبود.

شکل بالا نشان می دهد که چطور یک انژکتورِ تک نقطه ای می تواند سبب شود که به هر سیلندر میزان سوخت متفاوتی تزریق شود. اگر در شکل دقت کنید، فلش های سبز رنگ نشان دهنده میزان سوختی هستند که به هر سیلندر می رسد. در سیلندر سمت راست که به انژکتور نزدیکتر است، فلش سبز رنگ بزرگتر نشان داده شده یعنی این سیلندر سوخت بیشتری دریافت می کند. اما در سیلندر سمت چپ که از انژکتور دورتر است، فلش سبز کوچکتر است یعنی به این سیلندر سوخت کمتری می رسد.

در بسیاری از خودروهای امروزی، از نوعی سیستم تزریق سوخت به نام سیستم تزریقِ چند نقطه ای (MPFI) استفاده می شود. حتماً این اصطلاح را به دفعات شنیده اید و می خواهید بدانید این سیستم دقیقاً چگونه کار می کند. در این نوع سیستم، بر خلاف انژکتورِ تک نقطه ای که در آن یک انژکتور وجود داشته و سوخت مورد نیاز برای همه سیلندرها را به صورت تقریبی به آنها می رساند، برای هر سیلندر یک انژکتور (یا در برخی موارد چندین انژکتور) وجود دارد. در سیستم تزریقِ چند نقطه ای، انژکتورِ مخصوص به هر سیلندر توسط سیستم تزریقِ تحت فشار، سوخت را به صورت معلق در هوا به آن سیلندر اسپری می کند. بنابر این، مخلوط سوخت و هوا وارد محفظه احتراق می شود و پس از آن، سوپاپ ورودی بسته شده و انفجار در داخل سیلندر اتفاق می افتد.

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، در سیستم تزریقِ چند نقطه ای برای هر سیلندر یک انژکتورِ مجزا وجود دارد که این موضوع باعث می شود سوختی که به سیلندرها می رسد برابر باشد.

در بیشتر موارد، سیستم تزریق چند نقطه ای یا همان MPFI گزینه ای مناسب و ایده آل است. قطعاً این سیستم از کاربراتور یا سیستم تزریقِ تک نقطه ای (SPFI) بسیار کارآمدتر است. در انژکتورِ چند نقطه ای می توان میزان سوخت وارد شده به هر سیلندر را به صورت مجزا تنظیم کرد و به همین دلیل برخلاف سیستم تزریقِ تک نقطه ای، دیگر میزان سوخت وارد شده به هر سیلندر بسته به فاصله آن از انژکتور متغیر نخواهد بود. از مزایای سیستم تزریقِ چند نقطه ای نسبت به سیستم های قدیمی، افزایش قدرت موتور و کاهش مصرف سوخت است. اما سوالی که اینجا پیش می آید این است: با وجود مزایای ذکر شده در خصوص سیستم MPFI، چرا به فکر اصلاح آن افتادند؟ در واقع چرا سیستم تزریق مستقیم یا همان GDI به وجود آمد؟

سیستم تزریق مستقیم چطور روی عملکرد خودرو تاثیر مثبت می گذارد؟

اگر به روند پیشرفت سیستم های ذکر شده در بالا دقت کنید، متوجه می شوید که در هر مرحله نقطه ای که سوخت به هوا اضافه می شود به محفظه احتراق نزدیکتر شده است:

  • در موتورهای کاربراتوری، این نقطه پیش از دریچه گاز قرار داشت
  • در موتورهای مجهز به سیستم تزریقِ تک نقطه ای (SPFI)، این نقطه به داخل منیفولدِ ورودی هوا انتقال داده شد
  • در موتورهای مجهز به سیستم تزریقِ چند نقطه ای (MPFI)، این نقطه به صورت مستقل برای هر سیلندر و به مسیر ورودی مجزای همان سیلندر منتقل شد

اما در سیستم تزریق مستقیم، این سیر تکاملی یک مرحله فراتر رفته و انژکتور به داخل محفظه احتراق انتقال یافت. همین موضوع سبب شده سیستم تزریق مستقیم یا همان GDI، نسبت به سیستم های قبلی مزایایی داشته باشد.

در شکل بالا، دایره های سیاه رنگ نشان دهنده نقاطی هستند که سوخت به هوا اضافه می شود. همانطور که مشاهده می کنید، در سیستم تزریق مستقیم انژکتورها به داخل محفظه های احتراق انتقال داده شده اند. بنابر این دقت بالاتر رفته و به سوخت کمتری احتیاج خواهد بود.

با انتقال انژکتور به داخل سیلندر، کامپیوتر خودرو می تواند میزان سوخت اضافه شده در مرحله مکش را با دقت بیشتری کنترل کرده و مخلوط سوخت و هوا را بهبود بخشد. این موضوع نتایج زیر را در پی خواهد داشت:

  • ایجاد انفجاری تمیزتر
  • کاهش اتلاف سوخت
  • افزایش قدرت

یکی دیگر از مزایای سیستم GDI، انعطاف پذیری بیشتر در زمینه زمانِ تزریق سوخت در چرخه احتراق است. در سیستم های MPFI، فقط در مرحله مکش که سوپاپ ورودی باز است امکان اضافه کردن سوخت به هوا وجود دارد، اما در سیستم تزریق مستقیم چون انژکتور داخل سیلندر است، هر زمان در چرخه احتراق که لازم باشد می توان سوخت اضافه کرد. به طور مثال، در برخی از سیستم های تزریق مستقیم این امکان وجود دارد که زمان بندی به نحوی تنظیم شود تا در مرحله تراکم میزان کمی سوخت اضافه شود. بنابر این، انفجار حاصله در سیلندر بسیار کوچکتر بوده و کاملاً کنترل شده خواهد بود. درست است که در این حالت کمی قدرت تولیدی موتور کاهش پیدا خواهد کرد، اما در عوض مصرف سوخت به طور قابل توجهی کمتر می شود. این حالت برای شرایطی که به قدرت زیادی احتیاج نیست بسیار کارآمد خواهد بود که به عنوان نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حالت آیدِل (زمانی که خودرو درجا کار می کند)
  • زمانی که بدون نیاز به گاز دادن، خودرو به حرکت ادامه می دهد (مثلاً در سرپایینی)
  • زمانی که سرعت خودرو در حال کاهش است

همچنین موتورهای مجهز به سیستم تزریق مستقیم، نسبت به تغییر در زمان بندی و میزان سوخت تزریق شده واکنش سریع تری نشان می دهند که نتیجه آن شتاب گیری روانتر و پایدارتر است. به علاوه، در موتورهای مجهز به سیستم GDI، موتور خودرو می تواند عملکردش را سریع تر با اطلاعات دریافتی از سنسورهایی که بعد از محفظه احتراق قرار دارند تنظیم کند. در نتیجه موتور کنترل بیشتری بر روی میزان آلایندگی خواهد داشت.

حتی برخی موتورها با استفاده از سیستم تزریق مستقیم، کمی سوختِ اضافه به سیلندر تزریق کرده و انفجار دومی را نیز در چرخه احتراق ایجاد می کنند که باعث افزایش قدرت و راندمان موتور می شود.

ممکن است سیستم GDI به نظر شما بسیار پیشرفته و جدید به نظر برسد، اما نکته جالب اینجاست که این سیستم چندان هم در صنعت خودرو موضوع تازه ای به حساب نمی آید. این سیستم از دهه 20 میلادی برای موتورهای بنزینی مورد استفاده بوده است و امروزه اکثر موتورهای دیزلی از سیستم تزریق مستقیم بهره مند هستند.

آیا سیستم تزریق مستقیم معایب هم دارد؟

ممکن است با توجه به نکات مثبتی که درباره سیستم GDI گفته شد، این سوال برای شما پیش آمده باشد که چرا همه خودروهای جدید به این سیستم مجهز نیستند.

یکی از دلایل این موضوع هزینه بیشتر تولید موتورهای تزریق مستقیم به دلیل پیچیدگی بیشتر است که در نهایت سبب می شود قیمت تمام شده خودرو افزایش پیدا کند. به طور مثال، انژکتور هایی که در سیستم تزریق مستقیم به کار برده می شوند باید بسیار بادوام تر از انژکتورهای بکار رفته در موتورهای MPFI باشند، چرا که باید بتوانند حرارت و فشارِ ناشی از صدها (و حتی هزاران) انفجار کوچک در هر دقیقه را تحمل کنند. به اضافه، به دلیل اینکه سیستم GDI باید بتواند سوخت را در محفظه احتراق که فشار بالایی دارد تزریق کند، داخل لوله های انتقال سوخت نیز فشار بیشتری وجود دارد. فشار موجود در سیستم تزریق مستقیم ممکن است چندین هزار پوند بر اینچ مربع (psi) باشد، در صورتی که برای سیستم تزریقِ چند نقطه ای این رقم بین 40 تا 60 پوند بر اینچ مربع است.

درست است که به مرور زمان قیمت اجزای سیستم GDI در حال کاهش است، اما در شرایط فعلی هزینه سیستم MPFI پایین تر بوده و برای اکثر خودروهای اقتصادی کفایت می کند.

برخی از مالکین و تعمیرکاران موتورهای مجهز به سیستم تزریق مستقیم از مشکل جمع شدنِ کربن پشت سوپاپ ورودی شکایت دارند که بیشتر در خودروهای مجهز به توربوشارژر با عملکرد بالا اتفاق می افتد. این مسئله سبب می شود به مرور زمان از جریان هوای ورودی به موتور کاسته شده و عملکرد خودرو با افت مواجه شود. اگر در گوگل عبارت “carbon buildup direct injection” را جستجو کنید، با نتایج زیادی مواجه می شوید که در همه آنها مالکین خودروهای مجهز به سیستم GDI با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند. اما چرا این مشکل به وجود می آید؟

اگر راستش را بخواهید، هوای ورودی به اکثر خودروها آلوده است. حتی با وجود فیلتر هوا، باز هم سیستم های جدید که در آنها گاز خروجی اگزوز به گردش در می آید و سیستم های خنک کننده کارتر، سبب می شوند هوای ورودی به موتور تا حد زیادی آلوده شود. در خودروهای مجهز به سیستم تزریقِ چند نقطه ای، با اسپری کردنِ بنزین به سوپاپ ورودی، مواد پاک کننده موجود در بنزین این آلودگی ها را تمیز می کنند. اما در موتورهای GDI، با افزایش کارکرد خودرو ممکن است آلودگی زیادی در سوپاپ ورودی به وجود بیاید.

سیستم تزریق مستقیم با تکنولوژی های دیگر هماهنگی خوبی دارد

خودروسازان به طور مداوم در تلاش هستند تا با استفاده از سیستم تزریق مستقیم، عملکرد موتورهای احتراق داخلی را بهبود بخشند. به طور مثال، خودروسازانی همچون فورد، آئودی و بی ام و از ترکیب سیستم تزریق مستقیم و توربوشارژر استفاده می کنند تا بتوانند موتورهای کم حجم با مصرف سوخت پایین و قدرت بالا تولید کنند.

تویوتا برای چندین سال متوالی برای مدل های خاصی از موتور 3.5 لیتری که از نوع 6 سیلندرِ V شکل بود، از سیستم انژکتور خاصی موسوم به D-4S استفاده می کرد. این سیستم هم قابلیت تزریقِ چند نقطه ای و هم قابلیت تزریق مستقیم را دارد تا از مزایای هر دو نوع سیستم انژکتور استفاده کند. سیستم D-4S از قابلیت تزریقِ چند نقطه ای استفاده می کند تا موتور استارتی روان و بی نقص داشته باشد، سیستم تزریق مستقیم هنگامی که موتور تحت فشار بوده و هنگام شتاب گیری مورد استفاده قرار می گیرد و در شرایط دیگر سیستم های MPFI و GDI در کنار هم کار می کنند تا بهترین عملکردِ ممکن برای موتور حاصل شود.

سیستم تزریق مستقیم

تصویر بالا، سیستم D-4S را نشان می دهد که سیستم تزریقِ چند نقطه ای و تزریق مستقیم را ترکیب کرده است.

تصویری که در بالا مشاهده می کنید، متعلق به یک موتور چهار سیلندرِ 2.0 لیتری از نوع بوکسوری است (موتور بوکسوری یا Boxer، نوعی موتور احتراق داخلی است که پیستون های آن در امتداد صفحه افق جابجا می شوند). این موتور که از سیستم D-4S بهره می برد، بر روی سایون FR-S و سوبارو BRZ نصب شده است. بد نیست بدانید سایون (Scion) یکی از برندهای زیر مجموعه کمپانی تویوتا بوده است که حدوداً دو سال پیش فعالیت آن متوقف شده است.


وقتی صحبت از اضطراب و افسردگی می شود، همه ی ما اغلب به یاد مشکلات روحی می افتیم. البته این تصور اشتباهی نیست اما گاهی هم این احساسات ناخوشایند از عوارض جانبی یک مشکل جسمی هستند. در حقیقت، مشکلات و بیماری های جسمی زیادی وجود دارد که ممکن است آن ها را با مشکلات روحی اشتباه بگیریم. نشانه های اختلالات خلقی می تواند به طرز عجیبی شبیه به علائم بیماری های جسمی باشد و اینکه اول متوجه تغییرات روحی خود شدید لزوما به این معنی نیست که شما مشکل روحی دارید.

در بعضی موارد، تشخیص بیماری کار سختی نیست، مثلا یک سوزن درون دست تان فرو رفته و بدیهی است که راه درمان آن، بیرون آوردن سوزن و ترمیم زخم است. اما همه ی تشخیص ها همینقدر ساده نیستند. اگر نشانه های موجود، بی حالی، کم اشتهایی، دشواری در تمرکز، بیشتر شدن دردهای بدنی و بدخلقی باشد، این موارد می تواند علائم بیماری های زیادی باشد و درمان های بسیار متفاوتی برای آن ها وجود دارد.

اگرچه در بعضی موارد ممکن است علائمی که در شما بروز کرده ناشی از یک مشکل روحی باشد، اما مشکلات و بیماری های جسمانی زیادی هم وجود دارد که اغلب به اشتباه تشخیص داده می شوند. در ادامه به ۶ بیماری جسمی ای می پردازیم که اغلب با بیماری های روحی اشتباه گرفته می شوند.

۱- اختلال تیروئید

مشکلات روحی بیماری های جسمی

تیروئید یکی از بزرگ ترین غدد داخلی بدن است و نقش بسیار مهمی در عملکرد بدن دارد. مشکلات تیروئیدی اغلب با اضطراب یا افسردگی اشتباه گرفته می شوند. سطح هورمون های تیروئید در بدن می تواند تأثیری منفی در خلق و خو، انرژی و توانایی کلی برای لذت بردن از زندگی داشته باشد. افسردگی هم همینطور به نظر می رسد و تأثیرات مشابهی دارد. اگر تصور می کنید دچار افسردگی شده اید حتما آزمایش تیروئید بدهید. این آزمایش بسیار ساده و به شکل آزمایش خون انجام می شود. به علاوه، اختلالات تیروئیدی به راحتی قابل درمان هستند.

۲- بیماری لایم

لایم نوعی بیماری عفونتی است که از طریق نیش کنه به انسان منتقل می شود. در بعضی موارد، نشانه های این بیماری را ناشی از افسردگی یا نوعی رفتار بیمارانه ی نابهنجار می دانند یعنی شخص به گونه ای رفتار می کند که گویی بیماری خاصی دارد. به دلیل آنکه کنه ها اندازه ی کوچکی دارند، اغلب افراد ابتدا متوجه نیش آن ها نمی شوند. مشکل همین جا است، چون اثری که از نیش باقی می ماند بسیار خاص است و تشخیص درست آن بسیار مهم است.

 ۳- تومورهای نورواندوکرین

بیماری های نادری مثل تومور فئوکروموسیتوما (نوعی تومور کلیه که معمولاً غیر سرطانی است و در اثر تولید بیش از اندازه ی آدرنالین به وجود می آید) ممکن است گاهی با اضطراب یا اختلال هراس اشتباه گرفته شوند. به علاوه، تومورهای فئوکروموسیتوما ممکن است علائمی مثل تپش قلب، تعریق بیش از حد، سردرد و رعشه داشته باشند. اگر شک دارید به پزشک مراجعه کنید و حتی اگر لازم است با پزشک دیگری هم مشورت کنید.

۴- دیابت

دیابت نوع دو می تواند علائمی شبیه به افسردگی داشته باشد که عبارتند از حال بد روحی، بدخلقی و کاهش وزن. اما در حقیقت این تغییرات ناشی از مقاومت بدنی شما در برابر هورمون انسولین است، نه یک مشکل روحی. همچنین در اغلب موارد، این نشانه ها واکنشی به درگیری مداوم با این بیماری و اضطراب ناشی از کنترل آن است.

۵- سندروم خستگی مزمن

سندروم خستگی مزمن نوعی بیماری است که در اثر عوامل مختلفی مثل کم خونی، کبد چرب، کمبود ویتامین د و بسیاری موارد دیگر به وجود می آید و نشانه های آن خستگی شدید، ضعف حافظه، کاهش تمرکز، بدخوابی و دیگر موارد است. بنابراین عجیب نیست که این بیماری را اغلب با چیزی شبیه به افسردگی اشتباه می گیرند. علائم این سندروم می تواند باعث تغییراتی در شخص، روابط اجتماعی و مسائل شغلی او شود که شبیه به علائم افسردگی به نظر می رسند اما در حقیقت نشانه ی بیماری دیگری هستند.

۶- سفلیس

سفلیس بیماری ای مقاربتی است که در اثر نوعی باکتری ایجاد می شود و مغز را نشانه می گیرد. این بیماری اگر درمان نشود، منجر به عفونت در مغز یا ستون فقرات می شود و روی سلامت روانی هم تأثیر می گذارد. نشانه های این عفونت که به آن سفلیس اعصاب گفته می شود شامل طیفی از علائم عصب شناختی است که با نشانه های بسیاری از اختلالات عصبی و روانپزشکی مشترک هستند. نشانه های سفلیس اعصاب می تواند شامل تغییرات شخصیتی، گیجی، افسردگی و ضعف حافظه باشد. به همین دلیل لازم است به طور مرتب آزمایش های مربوط به بیماری های مقاربتی را انجام دهید و به سلامت جنسی خود توجه داشته باشید.


دیگر همه می‌دانند سردردهای میگرنی جزو دردهای طبیعی نیست و اگر شما از این بیماری رنج می‌برید، بدون شک در اولین تجربه بسیار بدتان از این سردرد مزمن، به دنبال درمانی برای میگرن می‌گردید. یا حداقل به دنبال چیزی هستید تا میگرن، این بیماری آزاردهنده، کمتر برای شما رنج‌آفرین باشد.

در درجه اول بد نیست تعریفی از میگرن داشته باشیم. میگرن واژه‌ای است فرانسوی که از زبان یونانی مشتق شده: همی‌کرانیون. «همی» به معنای «نیم» و «کرانیون» به معنای جمجمه است. گویا یونانی‌ها برای توصیف سردردهای ضربان‌دار و مزمن، اینگونه ابراز می‌کردند که نیمی از سر، به شدت درد می‌گیرد.

سردردهای میگرنی

واقعیت امر در این است در سردردهای میگرنی، شما درد را در نیمی از سر خود حس می‌کنید و بسته به شدت درد، این حس ناخوشایند می‌تواند با تاری دید و حتی تهوع همراه باشد. ولی سوال مهم اینجاست آیا هر سر دردی را می‌توانیم به میگرن ربط دهیم؟

مسلما خیر. معمولا در اکثر بیماری‌ها، یک عامل دردناک می‌تواند به راحتی هر چه تمام شما را آزار دهد. به همین علت، زمانی می‌توان ادعا کرد یک فرد به سردردهای میگرنی مبتلا شده که سر درد وی، دست کم تا چند روز ادامه‌دار باشد. بر اساس آمار و ارقام انجمن میگرن امریکا، سردردهای میگرنی نزدیک به ۳۶ میلیون امریکایی را درگیر کرده؛ این رقم مساوی است با ۱۲ درصد از جمعیت کل این کشور.

سردردهای میگرنی

تعریف دقیقی از اورا یا همان محرکه‌های میگرنی در قالب شش تصویر در یک قاب عکس.

چطور بفهمیم به میگرن مبتلا شدیم؟

میگرن به واسطه عوامل مختلفی آغاز می‌شود که آنها را تحت عنوان محرکه‌های میگرنی یا اورا (Aura) می‌شناسیم. این عوامل صرفا محدود به عوامل شیمیایی و تغذیه نیست. ممکن است شما در رویارویی با روشنایی لامپ یا حتی یک استرس بسیار شدید، زمینه‌ یک سر درد شدید را پیدا کنید. اگر واقعا به میگرن دچار شده‌اید، کمی پیش از شروع سر دردهای وحشتناک و شدید، بدن به نوعی به شما اطلاع می‌دهد.

سردردهای میگرنی

در سال ۲۰۰۱ میلادی به واسطه MRI کشف شد مکانیسم اورا در حملات میگرنی در کدام ناحیه از قشر مغز انجام می‌پذیرد. در سردردهای میگرنی که وابسته به اورا هستند، قشر بینایی و شنوایی به شدت درگیر می‌شود. این عکس در ژورنال آکادمی ملی علوم ایالات متحده امریکا منتشر شده است.

علت میگرن چیست و چطور می‌توانیم با آن مقابله کنیم؟

هنوز علت دقیقی برای میگرن شناسایی نشده و به همین خاطر شما نمی‌توانید با دشمن فرضی که هیچ شناختی ازش ندارید مقابله کنید. فعلا چاره کار در اینجاست به هر نحوی جلوی پیشرفت درد گرفته شود. البته دانشمندان در سرتاسر دنیا نسبت به سردردهای میگرنی بی‌تفاوت نبوده و روی عوامل مختلفی به تحقیق می‌پردازند تا در درجه اول علت میگرن شناسایی شود. هر چند در حال حاضر محرکه‌های هورمونی و فیزیکی، ارزش بالینی کمتری پیدا کرده و توجه محققین بر عوامل ژنتیکی و مولکولی معطوف شده است.

هنوز علت دقیقی مبنی بر سردردهای میگرنی شناسایی نشده و به همین خاطر شما نمی‌توانید با دشمن فرضی که هیچ شناختی ازش ندارید مقابله کنید

چرا با گذر این همه سال، علت میگرن شناسایی نشده؟ دلیل این موضوع شاید به خاطر پیچیده بودن مکانیسم جذاب و پیچیده «درد» در مغز انسان باشد. گفته می‌شود اگر خواب خوبی نداشته باشیم، زمینه برای حمله سردردهای میگرنی آماده می‌شود. فردی می‌تواند به راحتی این مسئله را نقض کند. به همین خاطر، پیدا کردن علت سردردهای میگرنی که بتوان به همه نسبت داد، کار بسیار سختی است. مثل این می‌ماند شما در یک انبار کاه، در جست‌وجوی یک سوزن هستید. شما در درجه اول باید حداقل یک شی مشابه به سوزن در این انبار بزرگ پیدا کنید. ماجرای پیدا کردن علت بیماری میگرن حکایتی این چنینی دارد. در حال حاضر همین که بتوانیم مکانیسم محرکه‌های میگرنی از جنبه عاطفی، هورمونی، فیزیکی و تغذیه را به یک سرمنشا واحد برسانیم، کار سختی را انجام دادیم.

در حال حاضر برای مقابله با سردردهای میگرنی قادر هستید تا قرص‌های مسکن مصرف کنید. این دسته از قرص‌ها مثل استامینیوفن، ایبوپروفن و ناپروکسن تاثیر درمانی آنچنان خاصی ندارند. چرا که با مصرف مسکن‌ها، مکانیسم سردردهای میگرنی در بدن همچنان در حال رخ دادن است و این داروهای شیمیایی به واسطه سیستم ضد درد و پیام‌رسان‌های عصبی تحت عنوان انکفالین‌ها در تلاش هستند تا شما صرفا درد را حس نکرده یا حداقل میزان کمتری از این حس ناخوشایند را تجربه کنید.

سردردهای میگرنی

تغذیه چطور؟ می‌توانیم هر نوع مواد غذایی را مصرف کنیم؟

در طی تحقیقات و گزارش‌های مختلف، مصرف مواد غذایی زیادی برای افرادی که از سردردهای میگرنی رنج می‌برند، ممنوع شده: شکلات، سس گوجه، پنیر، مرکبات و همچنین غذاهای غنی از پروتئین تیرامین که با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توانید لیستی بلند بالا از این مواد غذایی را پیدا کنید.

این نکته را باید اشاره کنیم میزان قدرتِ سیستم ایمنی بدن من و شما با یکدیگر متفاوت است. فردی می‌تواند در برابر مصرف پنیر مقاومت زیادی در برابر حملات میگرنی از خود نشان دهد. یا شخص دیگری مبتلا به این مرض، حس و حالش به همین راحتی نسبت به مصرف مرکبات تغییر پیدا نمی‌کند. به هر حال از آنجایی که می‌دانیم هنوز علل ناشناخته‌ای در القای حملات میگرنی دخالت دارند، این موضوع که چرا افراد مختلف، تجربه‌های متفاوتی در تغذیه و حملات میگرنی دارند هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

سردردهای میگرنی

علم پزشکی تا به امروز برای درمان میگرن چه کار کرده؟ اصلا امیدوار باشیم درمانی برایش پیدا می‌شود؟

برای تمام بیماری‌ها و همچنین اختلال‌های عصبی متعدد، درمانی در دل طبیعت نهفته و اگر بخواهیم از لحاظ منطقی به این سوال پاسخ دهیم، باید گفت درمان قطعی برایش پیدا می‌شود. محققین در اقصی نقاط جهان در تلاش هستند تا به یک پروسه درمانی واحد دست پیدا کنند تا به راحتی بتوانند برای اکثر بیماران میگرنی نسخه‌ای ساده و کارآمد بپیچند.

در جدیدترین تحقیقات در حیطه علوم پزشکی، داروی خوبی برای جلوگیری از سردردهای میگرنی کشف شد. ارنوماب یک آنتی‌بادی به خصوصی است که با اتصال به یک پپتید خاص (پپتید: واحد سازنده پروتئین) در درمان میگرن بسیار موثر است. گفتنی است محققین با تزریق زیرپوستی ارنوماب به بیماران، به این نتایج حیرت‌انگیز دست پیدا کردند.

محققین ایرانی نیز طی یک پژوهش، اثر پیشگیرانه داروی آتروواستاتین و سدیم والپرات (دیوالپروکس) را در درمان سردردهای میگرنی مقایسه کردند. با اینکه دو داروی مورد نظر در کاهش درد و شدت حملات میگرنی تاثیر داشته ولی به علت معنادار نبودن از لحاظ آماری، نمی‌توان نتایج این پژوهش را به کل آحاد جامعه نسبت داد. در هر صورت به نظر می‌رسد آتروواستاتین و سدیم والپرات نسبت به دیگر مسکن‌ها و ضد دردها عملکرد بهتری دارند.

سردردهای میگرنی

ولی سوال مهم دیگری وجود دارد که دیر یا زود برای شما نیز این نگرانی به وجود می‌آید آیا سردردهای میگرنی می‌تواند پیش‌زمینه‌ای باشد بر ابتلا به بیماری‌های خطرناک‌تر؟

این عقیده وجود دارد حملات میگرنی باعث اتساع سرخرگ‌های مغزی می‌شود و با در نظر داشتن این فرضیه، احتمال دارد اکسیژن با یک جریان و فشار متعادل به بافت مغزی نرسد. محققین ایتالیایی در جدیدترین پژوهش خود، این فرضیه را اساس کار قرار نهاده و به این مقوله پرداختند آیا افراد مبتلا به میگرن، بیشتر به حملات قلبی دچار می‌شوند یا خیر. این فرضیه در گذشته و در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط محققین بوستون به یک نتیجه معنادار از لحاظ آماری رسید که افراد مبتلا به سردردهای میگرنی به همراه اورا، دچار حملات قلبی بیشتری می‌شوند. ولی افرادی که بدون اورا دچار حملات سردردهای میگرنی می‌شوند چطور؟

در عمل مشخص شد رابطه‌ی مستقیم و خطی بین حملات میگرنی و ابتلا به سکته قلبی در کل جامعه آماری وجود ندارد. هر چند در نتیجه این پژوهش، از لحاظ آماری به یافته‌های دست پیدا کردند که ادعای محققین بوستونی را تایید می‌کند. همچنین محققین با در نظر داشتن جامعه آماری کم (۱۰۰ نفر) در این پژوهش، اذعان داشته‌اند این فرضیه همچنان پابرجاست آیا می‌توان با قاطعیت بیان کرد هر فردی که به سردردهای میگرنی مبتلا شده، مستعد دچار شدن به حمله قلبی است یا خیر. در حال حاضر پژوهشگران تصور می‌کنند سردردهای میگرنی می‌تواند زمینه‌‌ای باشد بر ابتلا به سایر بیماری‌های قلبی و عروقی. این موضوع هنوز در دست پژوهش قرار دارد و یک نظریه نیست.

سردردهای میگرنی

آیا با جراحی می‌توان میگرن را درمان کرد؟

در حال حاضر عمل جراحی خاصی برای تسکین درد میگرن وجود دارد. بیمار به صورت کامل بی‌هوش شده و جراح با یافتن پایانه‌های اعصاب محیطی موجود در صورت و سپس تخریب آنها، شدت و مدت زمان حملات میگرنی را کاهش می‌دهد. در پروسه این جراحی، جمجمه شکسته نشده و جراح با دستکاری بافت‌های زیر پوست، به هدف خود می‌رسد.

علوم پزشکی ویسکانسین ایالات متحده ادعا می‌کند درصد موفقیت جراحی میگرن، بالاتر از ۷۰ درصد است. در صورتیکه محققین دیگری این ادعا را زیر سوال برده و اعتقاد دارند جراحی، عملکرد خاصی در درمان حملات میگرنی نداشته و می‌توان از روش‌های تسکین درد به جای این راه پرمخاطره و ریسک‌پذیر استفاده کرد.

سردردهای میگرنی

از طب سنتی چه خبر؟ محققین آسیایی روش خاصی برای درمان پیدا نکرده‌اند؟

دانشمندان مقیم در کشور چین و ژاپن از گذشته تا به امروز، از مخالفین سر سخت درمان‌های تهاجمی هستند؛ درمان‌هایی که به واسطه جراحی یا داروهای شیمیایی روی بدن به کار گرفته می‌شوند. طب سوزنی و طب فشاری، دو روش رایجی است که حتما اسمشان را شنیده‌اید ولی آیا می‌دانستید این دو طب بر پایه انرژی درمانی بنیان شده؟

طبیبان در خاور دور معتقدند در بدن انسان و دیگر موجودات زنده در این دنیا، کانال‌هایی به نام «مِریدیان» وجود دارد که به نوعی معبر و گذرگاهی است بر انرژی‌ درونی یک موجود زنده؛ انرژی منحصر به فردی که تحت عنوان «چی» شناخته می‌شود. اطبا با طب سوزنی و فشاری سعی می‌کنند تا درد و امراض مختلف را مرتفع سازند. آنها اعتقاد دارند وقتی مریدیان‌ها به هر نحوی انسداد پیدا می‌کنند، در سلامتی جسمی یا روان اختلال‌هایی ایجاد می‌شود که به نام «بیماری» می‌شناسیم.

سردردهای میگرنی

نقشه آناتومیکال پوزیشن مریدیان‌ها در بدن انسان از دید شفاگرهای چینی

البته پرداختن به این موضوع که آیا طب سنتی چین باستان مورد تایید علم پزشکی امروز است یا خیر، یک مقاله مفصل و جدا می‌طلبد. علم پزشکی مدرن که با منطق ارسطویی به جلو می‌رود، چیزی را می‌پذیرد که سند و مدرکی عقلانی و باورپذیر برایش وجود داشته باشد. لذا به ذکر همین مطلب بسنده می‌کنیم محققین گوانگدونگ در کشور چین ادعا کرده‌اند روش Toutongxue در طب فشاری می‌تواند حملات میگرنی را برطرف کند. سوال جذاب و بحث‌برانگیز اینجاست آیا ۴۰ فردی که مورد آزمایش قرار گرفته‌اند، همگی به واسطه قدرت تلقین بهبود پیدا کرده‌اند یا واقعا انرژی درمانی، یک پروسه درمانی همیشه کارآمد برای بیماری‌های دردناک می‌تواند باشد.

در ایران باستان نیز پزشکانی مثل بوعلی سینا از روش‌های مختلفی از جمله حجامت برای درمان بیماری‌ها استفاده کرده‌اند. بر اساس مستندات تاریخی، حجامت برای درمان اکثر امراض کارساز بود.

سردردهای میگرنی

مناطق شماتیکی که روی مولاژ نشان داده شده برای وارد کردن سوزن‌های مخصوص طب سوزنی است.

اگر در موتورهای جست‌وجو مثل گوگل، واژه «حجامت» را به همراه «میگرن» جست‌وجو کنید، در وب‌ سایت‌های فارسی زبانِ زیادی به این موضوع پرداخته شده این روش می‌تواند شدت حملات میگرنی را کنترل کند.

اگر از افرادی که تجربه حجامت را نیز داشته‌اند سوال بپرسید، قطع به یقین احساس رضایت خودشان را بابت کاهش سردردهای میگرنی ابراز خواهند کرد. ولی سوال مهمی از قدیم تا به امروز پابرجاست مبنی بر اینکه چرا حجامت در درمان میگرن بسیار موثر است. همانطور که علم پزشکی مدرن جوابی بر طب سنتی چین باستان پیدا نکرده، جواب قاطعانه‌ای نیز برای رابطه میگرن و حجامت در چنته ندارد.

سردردهای میگرنی

پوستر انجمن میگرن بریتانیا در حمایت از بیماران مبتلا به سردردهای میگرنی

به تازگی متوجه شدید از بیماری میگرن رنج می‌برید؟

دنیا به آخر نرسیده. مهم نیست در چه رده سنی هستید. شما می‌توانید حملات میگرنی را تا حدودی کنترل کنید. کافیست محرکه‌ها را شناخته و سعی کنید در معرض محرکه‌هایی که فکر می‌کنید به شدت به آن حساسیت دارید، قرار نگیرید. همیشه هم به یاد داشته باشید فقط شما نیستید که از این درد بی‌امان رنج می‌برید. نزدیک به ده درصد از کل جمعیت ایران، درگیر سردردهای میگرنی هستند.

پس مدام در تلاش باشید از اضطراب و استرس دوری کنید. از طرفی مراجعه مداوم به پزشک نیز دردی را دوا نمی‌کند. دیر یا زود، بالاخره علت میگرن توسط محققین کشف می‌شود و به تبع آن، یک بار برای همیشه از شر این سردردهای آزاردهنده خلاص خواهید شد.


قبل از معرفی آیفون XS و XS Max بسیاری عقیده داشتند که معرفی مدلی مشابه با آیفون X حتی با چیپست قدرتمندتر احتمالا عدم استقبال خریداران را در پی خواهد داشت و ظاهرا این مساله حالا رنگ حقیقت به خود گرفته است.

حدود یک هفته از معرفی آیفون های XS Max، XS و XR گذشته و اپل با پشت سرگذاشتن فاز پیش فروش این محصولات عرضه عمومی را در سراسر جهان کلید زده است. مطابق معمول عاشقان سینه چاک اپل از شب قبل در صف های طولانی منتظر رسیدن لحظه موعود برای وصال جدیدترین مدل آیفون بوده اند.

با این حال گزارش های رسیده از سراسر جهان حاکی از گردهمایی تعداد کمتری از خریداران اپل است که بخشی از آن به عرضه نشدن مدل اقتصادی آیفون XR و عدم نوآوری قابل توجه در آیفون XS باز می گردد.

برای مثال در شهرهایی نظیر سیدنی، مادرید و حتی نیویورک صف های انتظار کوتاه تر شده اند. در سنگاپور اما که نزدیکترین مرکز نمایندگی اصلی برای کشورهای جنوب شرقی آسیا محسوب می شود، کماکان صفی طویل به چشم می خورد. البته برخی از افراد حاضر در صف نظیر «فان مینه توان» ۲۵ ساله که از ویتنام به سنگاپور آمده، دلایل خاص خود را دارد:

در کشور من امکان سفارش آنلاین وجود نداشت، علاوه بر این به عنوان توریست از بازپرداخت مالیاتی هم برخودار خواهم شد.

در همسایگی ایران نیز یعنی دبی نیز مشتاقان اپل برای خرید آیفون صف بسته اند. اغلب این افراد نسبت به آیفون XS چندان علاقه ای نداشته و برای خرید مدل بزرگتر یعنی آیفون XS Max خود را آماده کرده اند؛ مساله ای که در دیگر مراکز فروش هم قابل مشاهده است.

عدم استقبال قابل توجه از آیفون XS چندان غیر منتظره نیست و هفته گذشته مینگ-چی کو، تحلیلگر سرشناس اپل تاکید کرده بود که پیش فروش آیفون X کمتر از حد انتظار بوده است. «جان ژانگ»، تحلیلگر Rosenblatt نیز مدعی است که پیش فروش هردو مدل نسبت به میزان پیش فروش آیفون X در سال گذشته کمتر بوده است.

با این حال ارائه به روزرسانی های قابل توجه در اپل واچ سری ۴ نظیر حسگر نوار قلب، نمایشگر بزرگتر، کاهش حاشیه های اضافی و پردازنده دو هسته ای ۶۴ بیتی باعث استقبال کاربران از آن شده است.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها